Saeed SAMAN's NEW BLOG
11 | 2008/12 | 01
S M T W T F S
- 1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31 - - -

دولت و دمکرات


 



بالاخره حسین اوباما تخم‌دو زرده‌ای را که از مدت‌ها پیش به ملت آمریکا وعده داده بود امروز در مقابل‌شان گذاشت؛ این تخم دو زرده کابینه‌ای است که بر پایة مسئولیت سیاسی فردی معرفی می‌شود که طی مسابقات انتخاباتی شعار اصلی‌اش «نیاز به تغییر» بوده!‌ البته نخستین ویژگی این کابینه دور بودن بازیگران اصلی آن از هر گونه «تغییر» است! خلاصه بگوئیم، این «نیاز به تغییر» هم بیشتر به همان سیاست‌های استعماری شباهت پیدا کرده که پیشتر از طرف آمریکائی‌ها در کشورهای غارت شده مورد تأئید قرار می‌گرفت.

همانطور که خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند، خانم هیلاری کلینتن در رأس دیپلماسی ایالات متحد قرار می‌گیرد! گماردن این فرد بخصوص در این شغل حساس، شاید بدترین گزینه‌ای باشد که از طرف دولت آمریکا مطرح شده؛ هیلاری کلینتن در شرایطی نیست که در مقام ریاست دیپلماسی ایالات متحد، بخواهد و یا بتواند وزنة خردکنندة دو شکست عملیات نظامی در عراق و افغانستان، یک آبروریزی دیپلماتیک در پایتخت‌های اروپائی و یک استراتژی فروپاشیده که تحت عنوان پرطمطراق مبارزه با تروریسم از دورة جرج والکر بوش به ارث رسیده را بر دوش بکشد. اصولاً ایشان فاقد هرگونه پیشینیة دیپلماتیک در سطوح بالا هستند، و شناخت‌شان از سیاست بین‌الملل و ارتباطات‌شان با شخصیت‌های بین‌المللی از موضع ضعیف و بسیار شکنندة همسر ریاست جمهوری سابق آمریکا فراتر نمی‌رود!

البته حضور هیلاری کلینتن در رأس دیپلماسی ایالات متحد شاید از نظر حفظ اتحاد در بطن حزب دمکرات یک موضع‌گیری «عملی» بنماید، اینهمه به شرطی اینکه اوضاع جهانی در مسیری متحول نشود که واشنگتن به حضور یک شخصیت تعیین کننده در رأس دیپلماسی نیاز داشته باشد. در غیر اینصورت خانم کلینتن اولین مهره‌ای خواهد بود که دولت اوباما را ترک می‌کند. هیلاری کلینتن از روز نخست با اوباما هم‌سوئی ایدئولوژیک نداشته، و امروز هم دلیلی نخواهد دید در برابر سیاست‌هائی که مورد تأئید جناح او نیست، صرفاً مسئولیت تصمیمات را بر عهده گیرد!‌ در تاریخ معاصر ایالات متحد، پس از «فرار» کالین پاول از پست وزارت امور خارجه در دورة جرج بوش، این وزارتخانه پای در مرحله‌ای گذاشته که بیش از سال‌های گذشته به تصمیمات و رأی شخص ریاست جمهور وابسته ‌شده. در نتیجه، کوچک‌ترین اصطکاک میان رئیس جمهور و وزیر امور خارجه، همانطور که در مورد جرج بوش هم دیدیم منجر به سیاست صندلی خالی در رأس این وزارتخانه خواهد شد، صندلی‌ای که جرج بوش توانست با استفاده از حضور کاندی رایس آنرا تا به امروز تحت انقیاد خود قرار دهد؛ اوباما شاید تا این حد از «اقبال» برخوردار نشود.

خلاصه بگوئیم، مشکل اساسی که در مسیر دولت آیندة ایالات متحد وجود خواهد داشت، بدون هیچ شک و شبهه‌ای برخاسته از بحرانی دیپلماتیک در سطوح بین‌المللی خواهد بود، و خانم هیلاری کلینتن شاید بدترین گزینه برای چنین مقامی باشد. بحران دیپلماتیک که اینک ایالات متحد در برابر خود دارد در درجة نخست مربوط به بازسازی روابط با اروپای غربی است. جرج بوش این روابط را صرفاً جهت همکاری‌های مقطعی با سیاست‌های گذرای مسکو و دهلی‌نو ـ سیاست‌های نظامی، نفتی و هسته‌ای ـ عملاً طی 8 سال گذشته زیر پای گذاشت. ولی روابط با دهلی‌نو و مسکو هر قدر برای جناح‌های وابسته به جرج بوش از اهمیت برخوردار باشد، اروپای غربی از نظر حزب‌دمکرات لقمه‌ای چرب‌تر از آن است که از سفرة امپریالیسم آمریکا به این صراحت حذف شود. با این وجود سئوالی مطرح می‌شود: آمریکا چگونه می‌تواند این لقمه را بار دیگر در تمامی ابعاد تبلیغاتی، فرهنگی، مالی و اقتصادی وارد سفرة واشنگتن کند، آنهم در شرایطی که نیازهای استراتژیک جهانی هر چه بیشتر آمریکا را وام‌دار پایتخت‌های دیگر از قبیل مسکو، دهلی‌نو و پکن کرده؟ و اینجاست که برقراری رابطه‌ای اینچنین دشوار، اگر نگوئیم غیرممکن، در فردای ورود اوباما به کاخ سفید بر دوش هیلاری کلینتن سنگینی خواهد کرد.

در این میان بن‌بست‌های استراتژیک دیگر از قبیل بحران خاورمیانه، «معضل هسته‌ای» ایران، پیچیدگی‌های تجاری با چین، روابط ویژه با جهان «نفتخیز» عرب، و بحران اقتصادی‌ای که اینک رسماً از طرف بانک‌های مرکزی جهان مورد تأئید قرار گرفته و به احتمال زیاد متحدان آمریکا را در آسیای شرقی نیز بسیار نگران خواهد کرد نمی‌باید از قلم بیفتد! این‌ها فقط گوشه‌ای از مجموعه مشکلات آیندة هیلاری کلینتن خواهد بود، مشکلاتی که می‌باید در مسیر تحلیل آنان اولویت‌های هیئت حاکمة ایالات متحد و نه صرفاً حزب دمکرات، یعنی حفظ روابط با مسکو و دهلی‌نو، و پایه‌ریزی روابطی نوین با اروپای غربی را تؤاماً در چارچوب تلاش جهت حفظ تتمة آبروی ایالات متحد در عملیات جنگی عراق و افغانستان همزمان کرد!

از طرف دیگر مسئلة تأمین امنیت داخلی را اوباما به خانم «جانت ناپولیتانو» واگذار کرده! ایشان فرماندار فعلی ایالت بسیار محافظه‌کار و عقب‌ماندة آریزونا هستند!‌ البته ناپولیتانو به حزب دمکرات وابسته است، ولی همه می‌دانند که «دمکرات‌های جنوب» با آنچه در ساحل شرقی ایالات متحد «دمکرات» معرفی می‌شود، فاصلة بسیاری دارند. مواضع خانم ناپولیتانو در مقایسه با آنچه مواضع یک دمکرات شمال شرقی آمریکا می‌تواند باشد، عملاً به محافظه‌کاران بسیار عقب‌مانده نزدیک می‌شود. این گزینة اوباما نیز با آنچه طی مسابقات انتخاباتی «نیاز به تغییر» عنوان می‌شد، فاصلة زیادی دارد. از طرف دیگر مخالفان موضع‌گیری‌های امنیتی دولت فدرال در امور شهروندان، از خانم ناپولیتانو خاطرة بسیار بدی دارند.

به یاد داریم که پس از انفجار بمب در دفتر فدرال واقع در اوکلاهما، رئیس جمهور وقت، بیل کلینتن قوانینی وضع کرد که بسیاری از طرفداران حقوق شهروندی در ایالات متحد بر علیه آن بسیج شدند. در آن دوره بهانة وضع این «قوانین»، که حقوقدانان ایالات متحد آنرا «ضدآزادی» تعبیر کردند، مقابله با «خطرتروریسم» عنوان ‌شده بود. از قضای روزگار آقای کلینتن همین خانم ناپولیتانو را در رأس گروهی قرار داد که وظیفه‌اش «بررسی» و تحقیق در بارة انفجار دفتر فدرال بود؛ بسیاری از مدافعان حقوق شهروندی عملکردهای ناپولیتانو را در این مقام به شدت مورد انتقاد قرار داده، به طور کلی سناریوی ارائه شده از طرف دولت فدرال را «جعلی»‌ و صحنه‌سازی معرفی می‌کنند!‌ همانطور که می‌بینیم در پست امنیت داخلی نیز به صراحت «گزینة» اوباما، با آنچه انتظار می‌رفت فاصلة بسیار زیادی پیدا کرده.

از طرف دیگر انتخاب ژنرال بازنشسته، «جیمز جونز» به مقام مشاورت امنیتی ریاست جمهور یکی دیگر از شگفتی‌های این دوره شده! ژنرال جونز نه تنها فردی بسیار سالخورده به شمار می‌رود که به صراحت عنصری «غیرسیاسی» معرفی می‌شود. از این گذشته وی یکی از نزدیکان «جان‌مک‌ کین»، رقیب انتخاباتی اوباما از حزب جمهوریخواه نیز بوده! ژنرال جونز ماه‌های طولانی در بطن دولت جرج بوش و در همکاری با شخص رابرت گیتس، وزیر دفاع نئوکان‌ها، به رتق و فتق امور امنیتی و نظامی در افغانستان و عراق مشغول بوده. صاحب‌نظران متفق‌القول‌اند که انتخاب ژنرال جونز به مقام بسیار بااهمیت مشاورت امنیت ملی ریاست جمهور نشان می‌دهد که اوباما بر خلاف تمامی سخن‌پرانی‌ها در مورد موضع‌گیری‌های مالی و اقتصادی نوین از طرف دولت در ایالات متحد، در عمل برای خود و دولت خود جز ادارة امور نظامی در عراق و افغانستان هیچ مأموریت دیگری به رسمیت نخواهد شناخت! پست مشاورت امنیت ملی دولت ایالات متحد به هیچ عنوان یک مقام «نظامی» و امنیتی نیست؛ ایفای نقش در این مقام نیازمند برخورداری از دقایق و ظرائفی است که معمولاً از ژنرال جماعت نمی‌توان انتظار داشت. به هر تقدیر اگر آمریکا در جنگ‌های عراق و افغانستان تبدیل به بازندة اصلی شده، حداقل اوباما سعی دارد این باخت را به برد تبدیل کند! ولی تلاشی که با حضور ژنرال‌ها در مقام مشاورت امنیتی رئیس جمهور صورت می‌گیرد با این «آرمان‌ها» و خواست‌ها نمی‌تواند آنقدرها سنخیت داشته باشد.

و نهایت امر می‌رسیم به ابقاء شخص رابرت گیتس، وزیر دفاع نئوکان‌ها در کابینة باراک اوباما! هر چند ابقاء وی از مدت‌ها پیش در محافل مورد رایزنی قرار گرفته بود، امروز دیگر بر کسی این امر پوشیده نمانده که دولت اوباما نه یک دولت دمکرات، که یک دولت «نجات ملی» است. دولتی است فاقد هر گونه موضع‌گیری ایدئولوژیک، عقیدتی، مالی و صنعتی ویژه! و تمامی تلاش این دولت صرف جلوگیری از بحرانی خواهد شد که هیئت حاکمة ایالات متحد ظاهراً آن را قریب‌الوقوع تحلیل می‌کند. این حاکمیت یک رنگین پوست را در رأس یک هیئت دولت قرار داده، و هر چند ساختار این دولت در ارتباط با مسائل داخلی و جهان‌سوم تحت تأثیر شخصیت‌های نظامی و امنیتی است، ویترین خارجی آن را «هیلاری کلینتن» تزئین می‌کند! در نتیجه قصد غائی و اساسی چنین دولتی می‌باید کسب پیروزی در دو جبهة متفاوت باشد! هم در جهان سوم و هم در ارتباط با مخالفان داخلی، کلید اصلی مسلماً «سرکوب» خواهد بود. و در ارتباط با همقطاران و متحدان که معمولاً در اروپای غربی و دیگر کشورهای صنعتی متمرکز‌اند، کلید اصلی، ویترین «هیلاری کلینتن» به شمار خواهد رفت! فردی که به غلط برای خود وجهه‌ای «دمکراتیک» نیز دست و پا کرده. اینهمه تا حاکمیت ایالات متحد بتواند هم خود را بر اریکة قدرت داخلی و خارجی حفظ کند، و هم بر فروپاشی «وجهة» ایالات متحد در جهان صنعتی سرپوش گذارد!

حال این سئوال مطرح می‌شود که چگونه دولت اوباما می‌تواند خارج از هر گونه «تغییر» واقعی، صرفاً با تکیه بر همان روال گذشتة مسائل، از بحرانی جلوگیری کند که نتیجة کمبودها و معضلاتی است که پیشینیان وی بر جامعة آمریکا تحمیل کرده‌اند؟ یادآور شویم که این بحران بر خلاف دولت واپس‌گرای اوباما روی به جانب آینده خواهد داشت! مشکلات امروز ایالات متحد را یا دولت می‌تواند در بطن روابط «هیئت‌حاکمه ـ ملت» بر طرف کند، یا اینکه توده‌ها راه‌حل‌های دیگری جهت ابراز نارضایتی خواهند یافت. تکیه بر یک کابینة «امنیتی ـ نظامی» اگر مشکل بسیاری از دولت‌های دست‌نشانده را به صورتی گذرا حل می‌کند، مرکز تصمیم‌گیری سرمایه‌داری جهانی برای برخورد با مشکلات اساسی، به ساختاری به مراتب کارآتر از یک کابینة امنیتی و یک «ویترین» متحرک دمکرات نیازمند است.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید2دسامبر2008

www.chromesurfing.info
www.goround.info
www.actingbypass.info
www.hasproxysurf.info
www.hidemyfoot.com
www.surfopen.info
kq5.info
www.tenacioussurf.info
www.bobtheproxy.info
uhidden.com
www.irrationalsurf.info
www.fast2open.info
awsomesurf.info
kuesu.com
www.ridblox.info
www.dxk-radio.com
www.magicalsurfing.info
www.specialprxy.info
www.cascadesurf.info
www.surfedge.info
www.ninjasurf.com
www.best-acneblogs.info
www.icanhazprxy.info
www.revivalsurfing.info
www.webbyproxy.info
www.chromesurf.info
www.sneakyy.com
www.marko1.net
www.lancersurf.info
ancientproxy.info
www.irrationalsurfing.info
www.freethis.info
forgetschool.biz
www.goaround.info
www.generalsurf.info
www.jumpersurfing.info
www.p2pmovies.info
www.codenamesurf.info
b6x.info
bt-internet.info
www.compatablesurf.info
www.gearsofwarsurf.info
www.underwatersurf.info
www.crashoverride.info
hiddenx.info
www.viewsurf.info
economicobstacle.info
seedsurf.info
www.icanhazproxysurf.info
www.faqtup.com


هند و اوباما


 



ساعت‌ها پس از آغاز درگیری‌های مسلحانه در مرکز شهر بمبئی، در اظهار نظرهای مقامات انتظامی هند هنوز نقطة پایانی بر این درگیری‌ها به روشنی ترسیم نمی‌شود. هنوز به صراحت معلوم نیست که این حملات چند کشته و زخمی بر جای گذاشته، و یا اینکه هدف‌های مهاجمان ـ قربانیان و اماکن ـ از چه ویژگی‌هائی برخوردار بوده‌اند. البته حمله به هتل‌های مجللی که طی سالیان اخیر همچون قارچ در بمبئی، مرکز صنایع الکترونیک و اینترنت هندوستان، از زمین روئیده‌اند، این اصل را برای ناظران و خبرنگاران «مسلم» کرده که هدف اصلی ضربه زدن به اعتبار هندوستان، فراهم آوردن زمینة فرار سرمایه‌‌ها از این منطقه، ایجاد وحشت در افکار عمومی جهانی و نهایت امر تلقین این اصل کلی است که واحدهای عملیاتی اسلامگرا در آسیای مرکزی و جنوبی هنوز کاملاً دست نخورده باقی مانده‌اند!

با این وجود عقل سلیم حکم می‌کند که آمران و عاملان اصلی عملیاتی با چنین گستردگی را نمی‌باید نزد مشتی فناتیک مذهبی، روضه‌خوان‌های مساجد و یا قاریان تکایا جستجو کرد؛ هر چند آتش‌بیاران معرکة «فاشیسم سبز»، جهت تأمین نیروی انسانی مورد نیاز خود همیشه به این محافل و مکان‌ها چشم دوخته‌ باشند.

هندوستان یکی از مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌رود. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و از میان رفتن قرنطینة نفرت‌انگیزی که برخورد منافع ابرقدرت‌ها در اطراف کشور هند و ملت بزرگ هندوستان آفریده بود، «شبه‌قاره» اینک می‌رود تا بار دیگر در صحنة بین‌المللی نقش تاریخی خود را بر عهده گیرد. و در این راستا جای تعجب نیست که در چنین شرایطی هند هدف آمالی اینچنین جنایتکارانه قرار گیرد. در اطراف مسئلة هند و روابط نوینی که این کشور پس از فروپاشی اتحاد شوروی پای در آن گذاشته مطالب فراوان است؛ از آنجا که بررسی تمامی دقایق این روابط در یک وبلاگ غیرممکن خواهد بود، در سطور پائین سعی خواهیم داشت در نگاهی هر چند شتابزده تحولاتی را که می‌تواند توضیحی بر دلائل حملات گستردة نظامی اخیر بر علیه هند باشد، در حد امکان مورد بررسی قرار دهیم.

نخست می‌باید هند را در بطن روابط دیپلماتیک بسیار پیچیده‌ای مورد بررسی قرار داد، که نتیجة مستقیم همسایگی با دو قدرت بزرگ و تعیین‌کنندة روسیه و چین است! هر چند مرزهای تعیین شدة بین‌المللی همسایگی هند با روسیة شوروی را در عمل، طی بیش از نیم‌قرن «معلق» گذارد، روابط گسترده‌ای که دهلی‌نو پس از استقلال هند از استعمار انگلیس با مسکو برقرار کرد، در عمل تأئیدی بود بر همین «همسایگی». برخورد دولت‌های غرب، خصوصاً انگلستان و ایالات متحد با انقلاب بزرگ هند برخوردی بسیار جنایتکارانه بود.

قدرت‌های استعماری پس از به قتل رساندن ناجی ملت هندوستان، مهاتما گاندی، در عمل دست به تجزیة این کشور زدند. کشورهای «استعمارساختة» پاکستان و بنگلادش نتیجة عملیات محیرالعقولی است که استعمار جهت سرکوب آرمان‌های ملت هند به آن دست یازید. ولی اگر تجزیة کشور هندوستان و جنایاتی که در مسیر عملی کردن آن در حق ملت‌ هند صورت گرفت، با چشم غیرمسلح قابل رؤیت باشد، بحران‌های سیاسی، دیپلماتیک و بن‌بست‌های اقتصادی و مالی‌ای که دول غرب، حتی به قیمت همکاری با اتحادشوروی و چین، در راه متوقف کردن مسیر عروج ملت هند ایجاد کردند در دالان‌های پیچ‌درپیچ روابط دیپلماتیک جهانی قابل پیگیری نخواهد بود. با این وجود به صراحت می‌توان گفت که جنبش استقلال طلبانة هند در تقابل با تهدیدات جهان استعماری، یکی از موفق‌ترین نمونه‌ها در تاریخ بشریت باقی خواهد ماند. جنبش استقلال طلب در این سرزمین، بر خلاف بسیاری نمونه‌های دیگر در جهان، برای خلاصی از شر حاکمیت‌های استعماری و بیرون راندن استعمارگران از خاک کشور، روح ملت هند را نفروخت، نه به تخیل یک ایدئولوژی، و نه به توهم یک دین!

انزوائی که ملت هند پس از دستیابی به استقلال و برقراری دمکراسی سیاسی، طی سالیان دراز متحمل شد، بهترین شاهد بر این اصل کلی است که اقتصاد به اصطلاح «لیبرال» جهان غرب فقط یک توهم و شعار توخالی است. اقتصاد غرب با آنچه در مفاهیم فلسفی می‌تواند «لیبرالیسم اقتصادی» عنوان ‌شود، هزاران سال نوری فاصله دارد. غرب که با تکیه بر حاکمیت‌های تمامیت‌خواه و سرکوبگر در شوروی و چین مائوئیست سال‌های دراز انزوای سیاسی این کشورها را نتیجة به اصطلاح حمایت پایتخت‌های غربی از «حقوق بشر» و حقوق شهروندان عنوان می‌کرد، همانطور که دیدیم در مورد هندوستان دهه‌ها خفقان مرگ گرفته بود. در عمل، هند به عنوان بزرگ‌ترین دمکراسی جهان از طرف همان پایتخت‌هائی دهه‌های طولانی به انزوای سیاسی، مالی و اقتصادی و صنعتی محکوم شد، که خود را ناجیان اصلی «دمکراسی» و حامیان «لیبرالیسم اقتصادی» و «آزادی تجارت جهانی» معرفی می‌کنند!

ولی همانطور که می‌توان حدس زد، با فرو افتادن پردة تزویر اتحادجماهیر شوروی، که سوسیالیسم و مارکسیسم را به زنجیر دیوانگانی چون استالین و خروشچف‌ کشیده بود، روابط جهانی با هند نیز دیگرگون شد. دیگر غربی‌ها نمی‌توانستند جهت سرکوب ملت هند، و جلوگیری از حضور این ملت بزرگ در صحنة روابط بین‌الملل بر معضل «من‌درآوردی» جنگ‌سرد و وجود تهدیدات اتحادجماهیر شوروی تکیه کنند! بهشت سرمایه‌داری که در تضادی کاملاً بنیادین با تبلیغات رسانه‌ای‌ا‌ش، در کنف حمایت بلشویسم به اوج امنیت رسیده بود، پس از سقوط شوروی پای به بحرانی واقعی گذاشت. از طرف دیگر، روابط حسنة طرفداران دمکراسی غرب با حکومت سرکوبگر مائوئیست چین به صراحت نشان می‌داد که علیرغم خوش‌رقصی‌های «حقو‌ق‌بشری»، در منطق همین جهان سرمایه‌داری، سخن آخر و نهائی را منافع مالی بر زبان خواهد راند. هند در راستای همین تغییرات، پس از سالیان دراز اسارت در انزوای سیاسی، توانست پای به جهان خارج گذارد.

و جای تعجب ندارد که نخستین برخورد هند با جهان خارج را ایالات متحد با اتمی کردن حکومت دست‌نشاندة خود در پاکستان به تجربه‌ای تلخ تبدیل کند! در روز 28 ماه مه 1998، فقط چند سال پس از آغاز فروپاشی اتحاد شوروی، و در دوره‌ای که پایان جنگ‌سرد می‌توانست به بیداری ملت‌ها بیانجامد، دولت دست‌نشاندة پاکستان در سطح جهانی رسماً اعلام داشت که به بمب اتم دسترسی دارد! این اظهارات در شرایطی عنوان می‌شد که دستگاه ضدبشری طالبان و فناتیک‌های اسلامگرا به دست شبکة هنگ‌های عرب و به فرماندهی اوسامه‌بن‌لادن و ملاعمر زیر نظر سازمان سیا خاک کشور افغانستان را نیز به توبره کشیده بودند. به دنبال ادعای پاکستان، ارتش این کشور 5 انفجار آزمایشی نیز صورت داد. هدف از این انفجارات کاملاً روشن بود؛ هدف هند و بلندپروازی‌های این کشور در منطقة آسیای جنوبی و مرکزی بود و بس! چرا که روسیه اگر خود را به دلیل درگیری‌های متعدد در برابر غرب متعهد می‌دید که از نظر دیپلماتیک در مخالفت با برنامة اسلامی کردن پاکستان و افغانستان موضع‌گیری نکند، این مسئله از طرف دهلی‌نو به هیچ عنوان اجباری به نظر نمی‌رسید. هند می‌توانست به راحتی با تکیه بر جمعیتی بیش از یک میلیارد «غیرمسلمان»، و با پشتوانة یک حکومت دمکراتیک، بنیاد حکومت‌های مستبد و اسلامی را که با حمایت واشنگتن در منطقه همچون قارچ از هر سوراخ سر بیرون آورده بودند برکند. بمب‌های اهدائی آمریکا به پاکستان هدف مشخصی داشت، این بمب‌ها از نظر نظامی ‌فقط می‌توانست در مسیر عروج هند ایجاد بحران و راه‌بند نماید؛ اهداف دیگری از قبیل روسیه و چین دور از دسترس بود.

ولی از آنجا که گذر پوست به دباغ‌خانه است، روابط جهانی در مسیری سوای آنچه ایالات متحد تصور کرده بود متحول ‌شد. پس از افتضاحات سازمان سیا و تشکیلات پنتاگون در افغانستان که منجر به حوادث هولناک 11 سپتامبر در نیویورک شد، دستیابی «نئوکان‌ها» به کاخ‌سفید نیز در کمال تعجب آغازگر دیدار رسمی جرج بوش، رئیس جمهور ایالات متحد از کشور هندوستان بود! دیداری که از نظر دیپلماتیک بسیار غیرمترقبه تلقی ‌شد. اینبار واشنگتن به گدائی به در خانة دهلی‌نو آمده بود. و در رأس این «دیدار» آنچه پیش‌بینی شده بود، گفتگو میان سران دو کشور جهت گسترش همکاری‌های هسته‌ای عنوان شد! مطلبی که باز هم تعجب بیشتری به همراه آورد. ولی مسائل طی ماه‌های آینده کاملاً روشن شد.

عملیات 11 سپتامبر در واقع نقطة پایان بر استراتژی چندین‌ سالة ایالات متحد در آسیای مرکزی گذاشته بود، و در راه بنیانگذاری یک استراتژی نوین، آمریکا در منطقة آسیای جنوبی و مرکزی به دنبال «شریک جدید» می‌گشت. البته تمامی شق‌های ممکن مورد مطالعه قرار می‌گرفت، و می‌باید قبول کرد که همکاری با یک دولت دمکراتیک همچون هند برای آمریکا آنقدرها که تظاهر می‌کند مطلوب نیست. آمریکائی‌جماعت ترجیح می‌دهد که روابط پنهان و آشکار خود را بیشتر با افراد و گروه‌های جنایتکار که فاقد هرگونه مشروعیت دمکراتیک هستند بنیانگذاری کند؛ این افراد را هم راحت‌تر و ارزان‌تر می‌توان خرید، هم با سرعت بیشتری می‌توان از طریق توسری به همکاری مجبورشان کرد! خلاصه بگوئیم، دیکتاتور و مستبد جماعت برای کاخ‌سفید جواهری کمیاب و گرانبها تلقی می‌شود؛ این نوع «جواهر» در حاکمیت هند آنقدرها در دسترس نیست. در نتیجه، همزمان با رایزنی‌های متعدد «هندوستانی»، دولت جرج والکر بوش تمامی سعی خود را جهت ابقاء و تمدید حیات دولت دست‌نشانده در اسلام‌آباد نیز به خرج داد. از کودتای مسخرة مشارف که سعی داشت نقش ضیاء‌الحق، «برادر معنوی جهان اسلام» را در برابر دوربین‌ خبرنگاران بازی کند، تا صحنه‌سازی‌های مسخره‌تر و دمکراتیک‌نما از قماش «بازگشت» موفقیت‌آمیز و سرنوشت‌ساز بی‌نظیر بوتو به صحنة سیاست پاکستان، و حتی میدان‌داری‌های نوازشریف، سردمدار شاخة «عربستانی» حاکمیت پاکستان، همگی گام به گام مورد آزمایش سیاسی واشنگتن قرار گرفت؛ افسوس که بخت برگشته بود و حنای آمریکا و آمریکائی‌ دیگر آنقدرها که دل‌شان می‌خواست رنگ نداشت. نهایت امر واشنگتن به حکومت فردی در پاکستان رضایت داد که با یک پروندة قطور سوءاستفادة مالی و سابقة چندین سال حبس، حتی مادر محترم‌اش نیز مشروعیت وی را جهت اشغال پست ریاست قوة مجریه مورد تأئید قرار نمی‌داد. خلاصه بگوئیم، بن‌بست استراتژیک آمریکا در پاکستان پس از این «انتصاب» دیگر کاملاً علنی شد.

خلاء قدرت در پاکستان از نظر آمریکا و استراتژی‌های این کشور در منطقة آسیای مرکزی و جنوبی فقط یک نتیجه خواهد داشت: پیشی گرفتن نقش تعیین کنندة هند در روابط منطقه‌ای! البته این «نقش» را ما پیشتر در بسیاری مطالب این وبلاگ از یکسال پیش به دفعات عنوان کرده بودیم، هر چند که از نظر عملیاتی هنوز به مرحلة ظهور نرسیده بود. با این وجود امروز می‌توان به صراحت مشاهده کرد که عملیات نظامی بر علیه هند و منافع هند عکس‌العملی کاملاً قابل پیش‌بینی از جانب محافلی می‌باید تلقی شود که اوج‌گیری نقش هند در منطقه منافع‌شان را به صراحت به خطر خواهد انداخت. چرا که امروز دیگر در برابر این اوج‌گیری نمی‌توان مقاومت کرد.

گرفتن انگشت اتهام به سوی این و یا آن دولت، و یا این و آن محفل، در شرایط فعلی آنقدرها مشکل‌گشای مسئله نخواهد بود. مسلماً در پس چنین عملیات گسترده‌ای تشکیلات بسیار پیچیدة نظامی و امنیتی قرار گرفته. همانطور که گفتیم نمی‌توان تصور کرد که مشتی آدمک هیستریک و فناتیک اسلحه به دست در قلب پایتخت صنعتی و فناوری هند دست به چنین عملیات وسیعی بزنند. ولی شق‌های متفاوت را می‌باید در این مرحله مورد بررسی قرار داد.

این عملیات که صرفاً در مقام عکس‌العملی مذبوحانه می‌باید تحلیل شود، مسلماً از جانب محافلی مورد حمایت قرار گرفته که از استراتژی جدید ایالات متحد خود را متضرر می‌بینند ـ اجزاء این استراتژی همانطور که بالاتر نشان دادیم آنقدرها برای واشنگتن هم ایده‌آل نیست، و آمریکا بیشتر به دلیل اضطرار و اجبار خود را در این معادلات قرار داده. در میان «محافل متضرر» مسلماً برخی کشورهای صنعتی و شماری شرکت‌های قدرتمند بین‌المللی را می‌توان یافت. ولی در اینجا آنچه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می‌شود، این سئوال است که چرا و به چه دلیل این «گروه‌ها» از طرف این سیاست‌ها و محافل به قربانگاه اعزام شده‌اند؟ بحث واقعی در عمل در اینجا آغاز می‌شود!

جریاناتی که این گروه‌ها را اینچنین به قربانگاه فرستاده‌اند، در واقع پیام بسیار مشخصی به جهانیان ابلاغ می‌کنند؛ پیامی که در روز 11 سپتامبر نیز به نوعی در نیویورک به اقصی نقاط دنیا مخابره شد: جنگ با افراط‌گرائی‌ اسلامی نمی‌تواند از برنامة دولت آمریکا به هیچ عنوان حذف شود! به عبارت دیگر، سازش واشنگتن با اسلام‌گرائی، حداقل در مرزهای هند، چین و روسیه برای آمریکا امکانپذیر نخواهد بود. این پیام و تبعات بسیار گسترده‌ای که چنین پیامی می‌تواند در سطوح مختلف جهانی به همراه آورد، در واقع دعوت از واشنگتن به قبول بی‌قید و شرط یک استراتژی نوین در سطح جهانی است. در صورت تردید در این تقبل، آمریکا می‌تواند خود را درگیر بحرانی از قماش 11 سپتامبر ببیند! همانطور که شاهد بودیم، ایالات متحد پس از عملیات هولناک 11 سپتامبر در نیویورک با تکیه بر همدردی گسترده‌ای که نزد جهانیان یافته بود، دست به اشغال افغانستان و سپس کشور عراق زد!‌ در واقع دولت آمریکا سعی کرد که با قبول شکست، در بهترین صورت ممکن روند گسترش نفوذ سیاسی خود را در مناطق کلیدی جهان گسترش دهد!‌ بهانه نیز روشن بود: مبارزه با آن‌ها که برج‌های دوقلو را اینچنین ناجوانمردانه مورد هدف قرار داده‌اند!‌ حال نتیجة این جهانگشائی برای یانکی‌ها هر چه بوده، امروز از هیچ اهمیتی برخوردار نیست. چرا که در شرایط فعلی چک‌سفید امضاء در دست‌ دولت دهلی‌نو قرار گرفته. و با شناختی که از شرایط سیاسی در منطقه داریم مشکل می‌توان تصور کرد که نتایج عملیات آیندة «دهلی‌نو» در منطقه آب به آسیاب آمریکا بریزد.

همانطور که در بالا گفتیم خلاء قدرت در پاکستان نتیجه‌‌ای جز قدرت‌گیری هند در روابط منطقه‌ نخواهد داشت. و «پیام» مشخص عملیات بمبئی به صراحت دولت جدید در واشنگتن را هدف قرار داده. می‌دانیم که باراک اوباما با شعارهای فریبنده‌ای پای به مسابقات انتخاباتی گذاشت: خروج سریع از عراق، پایان جنگ در افغانستان، مذاکرة سریع و بدون پیش‌شرط با حکومت اسلامی در ایران، و ... در شرایط فعلی به دلیل رخدادهائی که در سطح جهانی شاهدیم به صراحت می‌باید قبول کرد که بر خلاف وعده‌های باراک اوباما هر گونه تغییر چشم‌گیری در روابط سیاسی در سطح جهان اگر نگوئیم غیرممکن که بسیار دور از ذهن می‌نماید. چرا که ساختار استراتژیک جهانی به شیوه‌ای شکل گرفته که هر گونه تلاش آمریکا جهت تغییر این استراتژی فقط ایجاد شرایط نامساعدتری برای واشنگتن را در پی خواهد داشت. و از آنجا که درجازدن در یک موضع ایستا در سطح بین‌المللی امکانپذیر نیست، طی ماه‌های آینده می‌باید منتظر عقب‌نشینی‌های تماشائی از جانب ایالات متحد در منطقة آسیای مرکزی و جنوبی باشیم.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید29نوامبر2008

www.freeall27info
www.freeall34.info
chiefwiggum.info
www.peachfloss.com
www.freeall43info
www.bloxgo24.info
www.bloxgone50.info
www.bloxgo42.info
harvardeducation.info
www.freeall24.info
www.freeall28.info
www.bloxgo19.info
www.bloxgone46.info
www.bloxgone43.info
www.freeall42.info
www.freeall45.info
www.freeall50.info
www.bloxgo3.info
metrobrowse.info
www.bloxgone42.info
ody.be
proxy-anonymizer.com
www.bloxgone31.info
www.bloxgo31.info
www.bloxgone48.info
www.bloxgone44.info
www.bloxgo47.info
www.schoolingprox.com
9rk.info
www.bloxgone21.info
www.freeall49.info
protectboy.com
www.bloxgone37.info
www.bloxgone40.info
openacs.info
surfjack.info
economicobstacle.info
www.finditnowtoday.info
implicitwriting.info
www.beboprox.com
www.bloxgone47.info
www.bloxgo38.info
www.bloxgone35.info
unblocktreasure.com
noclass.info
www.bloxgo46.info
www.bloxgo1.info
www.freeall47.info
www.bloxgo30.info
www.hidethefox.com


تیپولوژی خلا


 



در باب خلا مطلب کم است! یا بهتر بگوئیم خیلی زیاد است، ولی نه آنطور که ما دل‌مان می‌خواهد. خلاصه بگوئیم همیشه از این سرچشمة الهام تشنه‌لب بازگشتیم، تا اینکه سال‌ها پیش شبی را تا بامدادان به نگارش احوالات خلا سپری کردیم. و آنچه در فرمات پی‌دی‌اف تحت عنوان «تیپولوژی خلا»، به صورت داستان کوتاه ضمیمة این وبلاگ شده، میوة همان شب پرماجراست.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید26نوامبر2008

www.freeall22.info
www.bloxoff41.info
taag.info
www.bloxoff33.info
www.proxunblocker.info
www.bloxgone47.info
www.schoolingprox.com
www.freeall21.info
www.superstealthy.com
www.bloxgo29.info
www.bloxgo25.info
www.bloxgo26.info
www.bloxgone21.info
sise.info
www.bloxgo47.info
m7d.info
www.bloxoff28.info
reverandlovejoy.info
www.freeall24.info
www.bloxgo9.info
www.surfingfilter.info
chiefwiggum.info
pvf.in
www.harvardeducation.info
www.theespresso.info
www.faan.co.uk
ody.be
www.bloxgone43.info
sleepingnymph.info
www.bloxgo37.info
www.bloxgo13.info
www.bloxgo50.info
www.freeall46.info
www.bloxgo21.info
www.bloxoff29.info
www.bloxgo8.info
www.bloxoff31.info
www.bloxoff48.info
hidehelp.info
schoolstealth.com
www.freeall42.info
www.bloxoff30.info
www.visitit.info
9rk.info
www.freeall44.info
www.bloxgone32.info
wbproxyservers.info
www.bloxgone29.info
www.bloxgo20.info
www.bloxgo49.info
www.bloxgo32.info
www.bloxoff26.info
www.bloxoff49.info
thebluejay.info
www.web-unlocker.com


بسیج مجازی


 



در نخستین روزهای غائلة 22 بهمن، چنین شایع شد که گروهی از صاحبان نفوذ در حکومت اسلامی، نزد روح‌الله خمینی رفته گلایه‌هائی کردند! در فهرست این گلایه‌ها فرار گستردة نیروهای متخصص کشور مطرح شده بود، و به دلیل عدم شناخت حضرت «رهبر انقلاب» از ابعاد تخصص‌ موجود در گسترة یک کشور، گروهی سعی کرده بودند با تکیه بر خروج اطباء ذهن ایشان را نسبت به مسائل اجتماعی و نیازهای مبرمی که یک جامعه می‌تواند به تخصص‌ها داشته باشد روشن‌ سازند. می‌دانیم که ملاجماعت اگر فهم و شعور درستی در بارة ارزیابی هنرها، فناوری‌ها، کارورزی‌ها و دیگر فعالیت‌های پیچیده در جامعة بشری ندارد، به مزاج و وضعیت جسمانی خود علاقة فراوانی نشان می‌دهد! ولی گویا عشق «انقلاب اسلامی» آنقدر در وجود ذیجود حاج‌ روح‌الله ریشه دوانده بود که ایشان در جواب گفته بودند: «بروند این‌ها! طلاب را چند ماه تعلیم می‌دهیم، از این‌ها بهتر می‌شوند!»

البته در این «اظهارات» یک بعد واقع‌بینانه وجود دارد. چرا که متخصصین یک جامعه در ابعاد مختلف، «نوابغ» علم و هنر و فن و ادبیات به شمار نمی‌روند. این افراد که معمولاً از میان عادی‌ترین استعدادهای کشور برمی‌خیزند فقط به دلیل برخورداری از یک مجموعه امکانات اجتماعی، فرهنگی، اقلیمی و ... می‌توانند پس از گذشت سالیان دراز به فناوری‌ها و تخصص‌ها در محدوده‌هائی بسیار مشخص دست پیدا کنند. متخصصین، در معنا و مفهوم جامعة امروز بشری، به هیچ عنوان ترادفی با «نوابغ» در صور مختلف تاریخی و سنتی ندارند. ولی از آنجا که به دست آوردن فناوری‌ها و تخصص‌ها روز به روز دشوارتر، پرهزینه‌تر، و از نظر زمانی وقت‌گیرتر می‌شود، می‌توان به صراحت گفت که در این مقطع برخورد «رهبر انقلاب» فقط برخورد یک احمق بوده. البته در حماقت این فرد، حداقل امروز دیگر شک و شبهه‌ای نزد گروه‌های وسیعی از مردم کشور باقی نمانده. ولی در پس این «حماقت‌های» عوام‌پسندانه و «انقلابی‌نمائی‌های» مضحک واقعیات دیگری نهفته بود. واقعیاتی که هر کدام سرفصلی است بر یک بررسی از تحولات اجتماعی ایران طی 8 دهة گذشته، دورانی که استعمار تعیین‌کنندة اصلی سیاست کشور است.

می‌دانیم که چپاول ملت‌ها فقط در امر مقدس چپاول نفت و گازطبیعی و یا الماس و اورانیوم خلاصه نمی‌شود؛ چپاول نیروهای متخصص و خصوصاً نیروی کار از دیرباز یکی از مهم‌ترین سودجوئی‌های قدرت‌های استعماری بوده. یک دیپلمة دبیرستان اگر امروز به دلیل فضاسازی‌ها و جوسازی‌هائی که در آن تبلیغات رسانه‌ای سخنگویان ملت‌ها شده‌اند، از هیچ ارزشی در نظام جمکران برخوردار نیست، در کشورهائی از قبیل کانادا، آمریکا و استرالیا می‌تواند پس از طی چند سال تبدیل به یک نیروی تعیین کننده در فضای اجتماعی، فرهنگی و علمی شود. این همان امر «مقدس» چپاول نیروها است؛ چپاولی که امروز فقط در ابعاد به اصطلاح «دانشگاهی» به آن می‌پردازند! خلاصه بگوئیم دولت، سرنا را واقعاً از سر گشادش می‌زند؛ کشوری که اصولاً فاقد نظام دانشگاهی در معنای مدرن کلمه است، برای درمان درد دست بر نقطه‌ای می‌گذارد که اصولاً وجود خارجی ندارد: فرار متخصصین دانشگاهی! این نیز یکی از ترفندهای اساسی استعماری جهت به بیراهه کشاندن مطالبات ملت ایران است.

ولی همانطور که می‌دانیم چپاول نیروی کار، این نیرو چه بالقوه باشد و چه بالفعل، به تنهائی نمی‌تواند صورت گیرد. این چپاول در کنار «سرکوب نیروی کار» معنا می‌گیرد. بسیاراند جوانانی که صرفاً به دلیل علاقه به زندگی در فرهنگ مادری خود حاضر به ترک کشور نیستند، جهت فراری دادن این جوانان «سرکوب» نیروی جوان در رأس سیاست‌ حکومت‌های دست‌نشانده قرار می‌گیرد. روزی این سرکوب جهت توجیه خود در ظاهر تکیه بر ایدئولوژی‌هائی متضاد داشت ـ سرمایه‌داری و کمونیسم! امروز این سرکوب جنبة به اصطلاح «فرهنگی» به خود گرفته. و بی‌دلیل نیست که اوباش حکومت اسلامی یک‌بند در بلندگوهای‌شان در باب سرکوب توطئه‌گرانی‌ که جرأت کرده و برای فروپاشی «نظام مقدس» اسلامی فعالیت‌های «ضدارزشی» می‌کنند، خط و نشان می‌کشند. فروانداختن توده‌های جوان در فضائی آکنده از ترس و عدم‌اطمینان، در یک نظام استعماری‌ از اهم امور است. چرا که چنین نیروئی در برابر هر گونه ناملایمت اجتماعی سریعاً راه مهاجرت در پیش خواهد گرفت. البته دولت «خدمت‌گزار» در این باب نیز بسیار فعال است، و بنگاه‌های «مهاجرت» که از طرف عمال همین حکومت در داخل و خارج به صورت کاملاً قانونی فعال شده‌اند، وظیفه دارند که نیروی عاصی شده و مستأصل جوان کشور را همچون بشکه‌های نفت خام، در ازاء چند دلار ناقابل تحویل مراکز «مصرف» بدهند.

البته این مسائل در گستره‌ای وسیع‌تر می‌تواند واقعاً موضوع تحقیقات باشد، تحقیقاتی که علیرغم مهاجرت وسیع نیروی کار ایرانی به خارج، حداقل به صورت رسمی تا به حال موضوع هیچ گزارشی نشده! با این وجود فرصت امروز را به این نوع بررسی‌ها تلف نخواهیم کرد چرا که چنین عملی نیازمند آمار و ارقام است، و می‌دانیم که «آمار»، «ارقام» و اصولاً علم آمار در کشورهای استعمارزده خلاف اسلام است. به همین دلیل موضوع امروز را به بحث در بارة تصمیمات جدید دولت احمدی‌نژاد در مورد سرکوب وبلاگستان فارسی زبانان محدود می‌کنیم.

کاملاً مشخص است که سرکوب این وبلاگستان نیز همچون اعزام نیروهای متخصص به کشورهای غرب یک سیاست تماماً استعماری است، و تبعات ادعائی آن هیچ ارتباطی با منافع ملی و حتی منافع قشرهای مذهبی ندارد. سرکوب وبلاگستان، در عمل به جلوگیری از حق ابراز عقاید مردم در کشور منجر شده، یک قشر دولتی را تحت عنوان «قشر صالح» بر فضای اینترنت حاکم می‌کند. ولی در اینکه این قشر اصولاً کارآئی لازم برای چنین عملی را داشته باشد یا نه آنقدرها حکومت به خود زحمت بررسی نخواهد داد؛ این‌ها نیز همان طلابی هستند که گویا می‌توانستند ظرف چند هفته جای پزشکان را بگیرند!‌ همانطور که می‌بینیم نهایت امر در دنباله و امتداد چنین سیاست‌های احمقانه‌ای است که حاکمیت به نفع مراکز تصمیم‌گیری جهانی کنترل خود را بر فضای مجازی فارسی زبان نیز از دست خواهد داد.

علیرغم هشدارهای گسترده‌ای که از ماه‌ها پیش در همین وبلاگ در قالب مطالب متفاوت مطرح شد، وبلاگستان فارسی برای مبارزه با سانسور حاضر به برداشتن هیچ گامی نشده است. جالب است که اوباش مخالف‌نمای حکومت اسلامی که در سایت‌ها، وبلاگ‌ها و روزی‌نامه‌های به اصطلاح اصلاح‌طلب و «آزادیخواه» در باب همه چیز و خصوصاً «آزادی» و «آزادیخواهی» شب و روز قلم‌فرسائی‌ها می‌کنند، برای فراهم آوردن امکان دسترسی خوانندگان ایرانی در داخل مرزها به مطالب اینترنت هیچ اقدامی صورت نمی‌دهند!‌ ‌ آیا تا به حال دیده‌اید که یک سایت پرمراجع، از آن نوع که معمولاً با پول سفارتخانه‌های حکومت اسلامی در اروپا و آمریکا به راه افتاده و رایحة تعفن دولتی بودن‌شان از صد کیلومتری مشام را می‌آزارد برای هزاران مراجع ایرانی خود در روز یک فیلترشکن معرفی کند؟ خیر! و مسلم بدانید که اگر این حکومت «شترگاوپلنگ» هزار سال دیگر هم سر کار بماند، این جماعت خودفروخته که از آزادی فقط «وراجی» کردن در مورد آن را هدف قرار داده‌اند، امکان ندارد دست به چنین عمل «غیرانسانی‌ای» بزنند!

این بی‌عملی و همکاری توأم با سکوت با عمال حکومت اسلامی مسلماً دلیلی است بر این اصل کلی که «آزادی قلم»، از نظر اکثریت قریب به اتفاق این «شهیدنمایان» راه ‌آزادی و آزادیخواهی یک اصل باطل است! اینان که عمری را یا مستقیماً در خدمت ساواک و ساواما گذرانده‌اند، و یا با زدن نعل‌وارونه برای احزاب و گروه‌های تمامیت‌طلب و سرکوبگر، آزادی را در آزادی این «گروه‌ها» جهت سرکوب ملت توجیه کرده‌اند، کاری با «آزادی قلم» ندارند. به صراحت بگوئیم، آزادی قلم عمده‌ترین دشمن هم‌اینان است، و بدانیم که دولت احمدی‌نژاد با این جماعت «آزادیخواه‌نما»، ‌ نه در این اصل ویژه که در بسیاری اصول‌دیگر همفکر و هم‌سوست!‌ یادمان نرفته که چه کسانی با شاه مخالفت می‌کردند، و دیدیم زمانیکه به قدرت رسیدند تا چه حد از سرکوب‌های پهلوی‌ها در عمل تجلیل کردند!‌ زندان اوین را اگر شاه ساخت حکومت اسلامی بهترین استفادة ممکن را از آن صورت داده؛ خلاصه بگوئیم این بوزینه‌های «آزادیخواه‌نما»‌ و آن جانیان «آزادی‌کش» همگی در یک درگاه ایستاده‌اند، درگاه خدمت به بیگانه و استعمار!

صحبت از «هشدار» در میان بود! بله ما هشدار دادیم که این حکومت در راستای گسترش فقر فرهنگی، قصد براندازی اینترنتی نیز دارد. در مطالب گسترده‌ای از حضور صدها اوباش حکومت بر روی اینترنت تحت عنوان «وبلاگ‌نویس»، «سایت‌دار» و ... سخن به میان آوردیم، حتی برخی آدرس‌ها را نیز تلویحاً اعلام کردیم. ولی از آنجا که نان استعمار کوری می‌آورد، بعضی‌ها این کوری وارداتی را به جان خریدند‍!

امروز برخی خبرگزاری‌ها، خصوصاً «بی‌بی‌سی» سخن از حضور ده‌هزار وبلاگ نویس بسیجی در آیندة نزدیک بر خطوط اینترنت به میان آورده‌اند. البته ما بر خلاف عمال حکومت به آزادی قلم اعتقاد داریم و به هیچ عنوان مخالف وبلاگ‌ نوشتن بسیجی‌ها نیستیم. مشکل اینجاست که حکومت جمکران وبلاگ‌نویسی اینان را در تخالف با دیگر وبلاگ نویسان «تعبیر» می‌کند؛ به عبارت دیگر، از هم امروز فیلترینگ وبلاگ‌ها را به شدت تشدید کرده، تا اینان بیایند و امثال نویسندة این وبلاگ را، که به زعم حاکمان جمکران قصد کودتای مخملین اینترنتی دارد، عقب نشانده میدان را به دست نیروهای «ارزشی» بدهند!‌ همانطور که در بالا گفتیم، این صورتبندی عین همان شکرخوری‌های حاج روح‌الله در آغاز بلوای 22 بهمن است؛ اگر بتوان در یک چشم بر هم زدن از گشت‌ نیروهای بسیج، نویسنده و مفسر، مترجم و شاعر و رمان‌نویس و غیره تحویل جامعه داد چه بهتر از این! ولی حداقل آنان که دستی به قلم برده‌اند، می‌دانند که «کار هر بز نیست خرمن کوفتن!»

اعمال سانسور شدید بر وبلاگ‌ها، و همزمان فراهم آوردن زمینة حضور گستردة اوباش بر فضای اینترنت، اوباشی که از زبان فارسی، سبک نگارش و علوم مختلف فقط فهرستی گنگ و بی‌سروته در اختیار دارند، در عمل همان سیاستی است که از فردای کودتای میرپنج تا به امروز، در زمینة اخراج نیروی کار ایرانی از فضای اجتماعی و سیاسی کشور به دست دولت‌های متعدد صورت گرفته. امروز فضای مجازی فواصل جغرافیائی را از میان برداشته، در نتیجه فردی چون نویسندة این وبلاگ جهت نگارش به زبان فارسی و ایجاد ارتباطی هر چند بسیار ضعیف با دیگر فارسی‌زبانان نیازی به گذشتن از فیلترهای سانسور استعماری ندارد!‌ جهت ایجاد همین ارتباط، حضور وی نیز در جامعة ایران و تحمل سرکوب مستقیم ابزاری دولت دیگر «ضروری» نیست، در نتیجه ارتباطاتی در سطح جهانی برقرار شده که از تأئید سرمایه‌سالاری آمریکائی به هیچ عنوان برخوردار نخواهد بود!‌ و این صورتبندی از نظر حاکمیتی که تا مغز استخوانش خدمتگزار شناخته شدة امپریالیسم آمریکاست، غیرقابل قبول می‌نماید! آنچه این قلم می‌نگارد تلاش جهت کودتای مخملین توصیف می‌شود، در شرایطی که از روز 22 بهمن 1357 همین اوباش در جامعة ایران هر هفته را با یک کودتای نظامی و بسیار «غیرمخملین» آغاز کرده‌اند!

همانطور که در مطالب دیگر عنوان کرده‌ایم، حکومت اسلامی چشم امید بر یک صورتبندی سیاسی ویژه دارد: حمایت مسکو!‌ دولتمردان متعدد در حکومت روسیه بارها عنوان کرده‌اند که امتداد منافع اقتصادی و استراتژیک خود را در ایران علیرغم هر گونه تغییر سیاسی خواستارند. این صورتبندی بسیار گسترده‌تر از آن است که به نظر می‌آید! در نتیجه دولت جمکران به این صرافت افتاده که اگر با «لات‌بازی» و سرکوب ملت ایران بتواند خود را در چارچوب منافع کلان واشنگتن قرار دهد، حفظ امتداد منافع مسکو نیز به این ترتیب قابل تحصیل خواهد بود! ولی این را خدمت حضرات جمکران بگوئیم که اگر در فضای عادی چنین شکرخوری‌ها را بتوان در چارچوب خدمات ارزنده به امپریالیسم بین‌الملل صورت داد، در فضای مجازی از این غلط‌ها نمی‌توان کرد. فضای مجازی موهبتی است برای ملت‌ها و سمی‌ است مهلک برای حاکمیت‌های مستبد و دست‌نشانده!

در ثانی اگر حکومت جمکران تا این حد از فعالیت‌ وبلاگ‌نویسان نگران و ناراحت است، چرا همچون همکاران سانسورچی «مائوئیست» خود در چین، «آی‌پی» شرکت‌های خدمات وبلاگ در خارج از کشور را کاملاً «فیلتر» نمی‌کند؟ این چه نوع تبلیغاتی است که یک حاکمیت به راه می‌اندازد، و هدف اصلی از چنین تبلیغات مسخره‌ای چه می‌تواند باشد؟ رشد به اصطلاح چند صد برابر استفاده از اینترنت در ایران طی چند سال، مطلبی که توسط حکومت جمکران مرتباً در بوق و کرنا گذاشته شده، اگر واقعیت دارد که خود نشانه‌ای است از حماقت و ضدونقیض‌گوئی اینان، و اگر واقعیت ندارد، می‌باید پرسید به چه دلیل این حکومت قصد القاء این دروغ شاخدار را به جهانیان دارد که ملت سرکوب‌ شده، سانسور شده و اسیر در پنجة خفقان یک حاکمیت قرون وسطائی از نظر استفاده از فناوری اینترنت در ردة 17‌ام جهان قرار گرفته! واقعاً مسخره است.

ولی همانطور که پیشتر هم گفته‌ایم «ضدونقیض‌گوئی» یکی از سجایای حاکمیت‌های استعماری است. اینان موجودیت‌شان در عمق همین ضدونقیض‌گوئی‌ها توجیه می‌شود. وبلاگ‌هائی که می‌توانند تماماً سانسور شوند، و خطوط اینترنت که می‌تواند به صورت کامل قطع شود، نه کاملاً سانسور خواهند شد و نه کاملاً منقطع! این حکومت قصد آن دارد که تحت فرامین اربابان ینگه‌دنیائی‌اش از مسئلة اینترنت نیز یک لولوی سرخرمن تحویل مردم این مملکت بدهد! تا زمانی برسد که اربابان قصد جابجائی این مترسک‌ها را با دیگر عمال خود داشته باشند! در آنزمان، با تکیه بر تبلیغات و فضاسازی‌های ویژه‌ای که دیگر در ید کنترل حکومت دست‌نشاندة جمکران نیست، مطمئن باشیم پیش‌بینی‌های دولت احمدی‌نژاد در مورد کودتای مخملین به سرعت جامة عمل خواهد پوشید! به میدان آوردن «نیروهای بسیج» در حیطة نگارش، تحلیل و بررسی مسائل اجتماعی، فقط وسیله‌ای است جهت ایجاد نارضایتی و تشدید بحران‌های اجتماعی! و این عملیات هیچگاه خارج از دستورهای ارباب صورت نگرفته و نمی‌گیرد. با این وجود خدمت اینان عرض کنیم که بسیاری از وبلاگ‌نویسان خواهند نوشت، و اینکار را به کوری چشم‌ شما و چشم اربابان گاوچران‌تان ادامه می‌دهند!

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید20نوامبر2008

www.bblacklabelads.com
privacybrowsing.info
www.apricotway.info
www.saffronway.info
www.bloxaway36.info
www.cyanway.info
www.beigeway.info
www.puceway.info
www.mauveway.info
www.malachiteway.info
ulpu.net
www.bloxaway12.info
www.bronzeway.info
www.anoniemsurfen.info
www.ochreway.info
www.cpusurf.com
www.ivoryway.info
www.freedomhulk.info
www.zhtml.com
www.webunleashed.info
www.bloxaway14.info
www.bloxaway18.info
www.frikovihost.com
www.denimway.info
www.scoobysurf.info
www.unblockmewebsite.info
www.magentaway.info
www.orchidway.info
www.goldenrodway.info
www.unblockwebsites.cn
www.auburnway.info
www.bloxaway3.info
777surfer.info
www.sslproxy.us
visitfacebook.info
www.bloxaway23.info
www.surfstudent.info
www.asparagusway.info
www.studybook.biz
www.eggplantway.info
www.surfstudy.info
www.olivineway.info
proxysugar.com
www.icysurf.info
www.viridianway.info
www.authorizedaccess.biz
www.tealway.info
www.tomador.com
www.lemonway.info
www.carmineway.info


تخم طلا

 



شیوه‌های برخورد احتمالی باراک اوباما با حکومت اسلامی مدتی است که در رأس اخبار کشور قرار گرفته. در اینکه این «برخورد» اصولاً وجود خارجی خواهد داشت، و یا اینکه صرفاً دنباله‌ای است بر سیاست‌‌های متداول و موش‌وگربه‌بازی‌های حکومت ملایان با اربابان آمریکائی‌شان، جای بحث و گفتگو باقی است. ولی در شرایطی که گروهی از ملایان و عمال کلاهی‌ آنان به صراحت از موضع‌گیری‌های «فرهنگی» بسیج سخن به میان آورده‌اند، می‌باید دریافت که حکومت اسلامی برخورد در سطح جامعه را نه تنها قریب‌الوقوع می‌داند که با تکیه بر اوباش سازمان یافته که تحت عنوان «بسیج مستضعفین» بینوایان شهری را به چماق حکومت تبدیل کرده قصد «سرکوب» جریانات مخالف را دارد!

ولی نخست می‌باید از باراک اوباما و سیاست‌هائی که وی به عنوان ریاست جمهور ایالات متحد در شرایط فعلی می‌تواند بر منطقه حاکم کند سخن به میان آورد. می‌دانیم که صحیح نیست حضور صدها هزار تفنگچی یانکی در منطقه را، به آنصورت که بسیاری تحلیل‌گران در بوق و کرنا می‌گذارند، صرفاً به عنوان عامل قدرت‌نمائی ایالات متحد به بحث وارد کرد. این تفنگچی‌ها اگر در بطن روابطی می‌توانند عاملی تعیین‌کننده برای سیاستگذاری‌های واشنگتن در ایران و کل منطقه شوند، حضورشان در برد آتش نظامیان منطقه ـ این آتش صرفاً متعلق به ایران، عراق و یا کشورهائی از این دست نیست ـ نقطه‌ ضعفی بسیار کلیدی برای واشنگتن نیز خواهد شد. در نتیجه، باراک اوباما می‌باید بحرانی را در چندین لایة متفاوت اداره کند.

موضع روسیه در مورد طالبان‌پروری انگلستان و آمریکا امروز کاملاً روشن شده. از اظهارات لاوروف، وزیر امورخارجة روسیه چنین استنباط می‌شود که اهداف اسلام‌پروری ایالات متحد نمی‌تواند مورد تأئید روسیه قرار گیرد. البته در شرایط فعلی کرملین در برابر اسلام موضع‌گیری نخواهد کرد، موضع‌گیری در تخالف با گروه‌هائی صورت می‌گیرد که همچون طالبان، القاعده و اوباش سازمان‌یافته در حکومت اسلامی، تحت عنوان اسلام‌گرائی، ناب‌گرائی، شیعی‌مسلکی و هزار بهانة دیگر، در عمل آب به آسیاب سیاست‌های واشنگتن در مرزهای روسیه می‌ریزند. اگر آمریکا تحت فشار روسیه ناچار به عقب‌نشینی از مواضع «اسلام‌پروری» خود باشد، این سوال مطرح است که اوباش جایگزین «حزب‌الله» در ایران از نظر آمریکا چه کسانی می‌توانند باشند؟

به اعتقاد ما تقابل «فرضی» میان دولت و مجلس جمکران، دقیقاً در همین راستا صورت گرفته. می‌دانیم که دولت نمایندة همان اقشاری است که اوباش حزب‌الله را تحت عنوان نمایندگان ملت به این مسجدک مسخره فرستاده‌اند. در نتیجه، «دعوای» این دو نهاد امام‌زمان دلیلی جز فروپاشی در مواضع آمریکائی‌ها نمی‌تواند داشته باشد. البته پیشتر نیز عنوان کرده بودیم که دولت به دلیل برخورداری از موضع اجرائی مجبور است که خطوط ترسیم شده از جانب مسکو را بیش از مجلس مد نظر قرار دهد، ولی تصمیم‌گیرندة پایه‌ای در این حکومت «شترگاوپلنگ» آمریکاست، نه هیچ دولت دیگری. خبرگزاری فارس‌نیوز که در ادعاهای جمکرانیان «خیلی نزدیک به دولت» معرفی می‌شود، امروز، 17 نوامبر 2008، سخن از تشکیل یک گروه کاری جهت برطرف کردن اختلافات میان دولت و مجلس به میان آورده:

«در پي بروز برخي اختلاف نظرها بين نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و اعضاي كابينه دولت نهم [...] كميته‌اي [...] تشكيل و كار خود را براي رفع برخي سوءتفاهم‌هاي ايجاد شده آغاز [می‌کند].»

اما این به اصطلاح کمیته اصولاً چرا تشکیل می‌شود؟ مگر بررسی «اختلافات» بین نمایندگان و اعضای کابینه می‌باید در کجا حل و فصل شود؟ تشکیلات مجلس دقیقاً برای بررسی همین نوع اختلافات از روز اول ‌پیش‌بینی شده. بیرون کشیدن بررسی این اختلافات از دامان مجلس و جلسات علنی آن، و واگذاردن این بررسی‌ها به کمیته‌های «مخفی» و پشت پرده‌ چه معنائی می‌تواند داشته باشد؟ خلاصه بگوئیم، حاکمیت قصد دارد «بحران ساختاری» خود را، که به دلیل بی‌تکلیفی، تذبذب و دستپاچگی ایالات متحد در منطقه به راه افتاده، با تکیه بر این نوع کمیته‌های «مخفی» از چشم ملت پنهان دارد. چون حضور نماینده در مجلس فقط به درد کنکاش در امور اجرائی کشور می‌خورد. قرار نیست که نمایندگان نقش دیگری داشته باشند.

از طرف دیگر در شرایطی که دولت به شدت تضعیف شده، و مجلس نیز صرفاً بر طیفی بسیار باریک از اوباش و محافل اوباش‌پرور حکومت تکیه دارد، و در همین مقطع بحرانی نیز نمی‌توان از هم‌سازی و همکاری اینان با یکدیگر مطمئن بود، این سئوال جالب مطرح می‌شود که «با انتخابات آینده چه می‌کنند؟!» انتخاباتی که به زعم مشتی دیگر از ملایان و گروهی دیگر از اوباش شهری قرار است «مخالفان» احمدی‌نژاد را در قالب «اصلاح‌طلب» با تکیه بر آراء میلیونی «مردم مسلمان» و خصوصاً شیفتگان مقام معظم به کاخ‌ ریاست جمهوری رهنمون شود! حالا بیا و درست‌اش کن!

در واقع دعوای دو جناح حکومت جمکران در مجلس و دولت بر سر همین «انتخابات» است. اینان می‌دانند که عملاً کسی در این به اصطلاح انتخابات شرکت نخواهد کرد، و حتی اگر مشتی شیخ مافنگی را تحت عنوان اصلاح‌طلب به رقابت‌های این انتخابات بکشانند، نتیجة نهائی با هیاهوئی که در دوم خرداد توسط انگلیس و شبکه‌های داخلی آن بر محور حضرت ریاست جمهور فرهیختة ملت ایران، حاج «سیدخندان» به راه افتاد دیگر تکرار شدنی نیست. خلاصه بگوئیم، ریاست جمهور آیندة جمکران هر که باشد، نه تنها در سکوت کامل و بدون هر گونه همیاری و همکاری رأی‌دهندگان «انتخاب» خواهد شد، که در همان «سکوت» در کاخ‌ریاست جمهوری به جلسة ویژة «دست‌بوسی» دم‌کلفتان می‌رود.

بنیاد ریاست جمهوری در حکومت اسلامی، به دلیل سوءاستفاده‌ها، و قرار گرفتن افراد نامناسب در رأس آن از روز نخست به شدت آسیب دیده، و دیگر قابلیت احیاء را از دست داده! مرداری است که به تدریج بوی تعفن آن بر می‌خیزد. رؤسای جمهور پس از فروپاشی پهلوی‌ها، هیچگاه نتوانستند برای موضع ریاست جمهوری در کشور ایران اعتبار و ارزشی اجتماعی و سیاسی کسب کنند، و اینک در وانفسائی که شاهدیم، نمی‌توان بیش از گذشته‌ها از انتخابات ریاست جمهوری انتظار داشت.

و دقیقاً به همین دلیل است که «خبرگزاری» کذا، از قول ملایان و روضه‌خوانان ساواکی در هر بزنگاه بر نقش «سرنوشت‌ساز» بسیج تکیه دارد! البته جای تعجب نیست. چرا که وحشت از تحولات غیر قابل کنترل اجتماعی و سیاسی حکومت را به شدت متزلزل کرده. می‌دانیم که سازمان بسیج مستعضعفان هیچ ارتباطی با مستضعف در مفاهیم مالی و اقتصادی کلمه ندارد. اینان اگر مستعضف‌اند، استضعاف‌شان را می‌باید در زمینة دانش و فرهنگ و اعتباراجتماعی و درجة فهم و شعورشان جستجو کرد. بسیج مستضعفان همان است که سازمان‌ پیراهن‌مشکی‌ها و یا پیراهن قهوه‌ای‌ها برای آدولف هیتلر بود. گروه‌های سازماندهی شدة سرکوبگری که به عنوان اهرم‌های فاشیسم و استبداد و تحکیم فساد دستگاه اداری‌ عمل می‌کنند. هم امروز، فارس نیوز از قول سه ملای مکار به نام‌های امینی، مکارم و همدانی سه تیتر در ثنای همین تشکیلات «بسیج»، تحویل خوانندگان خود ‌داده!‌ موضع‌گیری‌های این خبرگزاری کاملاً روشن است؛ آخوند جماعت، خصوصاً نوع حکومتی آن که نان «ولی فقیه» می‌جود، مرتب در بارة بسیج و سپاه تعریف و تمجید بلغور می‌کند. «مهم»، گزافه‌گوئی‌های اینان نیست! مسئلة مهم در بوق گذاشتن مزخرفات این پیرمردهای خرفت از طرف «فارس‌نیوز» است.

به هر تقدیر در یک مسئلة اساسی تردیدی نداریم، دولت احمدی‌نژاد با تکیه بر ایجاد وحشت، برپائی مانورهای خیابانی و استفاده از سخنان پوچ ملایان سعی در امنیتی کردن هر چه بیشتر فضای اجتماعی و نهایت امر تحمیل نظرات حکومت بر مردم دارد. ولی می‌باید قبول کرد که این نوع «امنیتی» کردن مواضع دولت، که اینبار با تکیه بر «یونیفورم‌پوش‌ها» صورت می‌گیرد، به تدریج راه بر اوباش «لباس‌شخصی» که پایه‌گزاران واقعی وحشت در حکومت اسلامی بودند بسته. با اینهمه راه خروج از بحران‌های اجتماعی مسلماً تکیه بر اسکادران‌های یونیفورم پوش نیست. در این راه نیز، همچون گذشته‌ها، مسلماً حمایت‌های فرامرزی نقشی اساسی خواهد داشت، ولی «مرغ طلائی» اسلام، اگر در گذشته پس از برقراری فضای امنیتی و تأمین سرکوب گسترده در داخل برای حکومت تخم‌ دوزردة خوبی می‌گذاشت، و این «تخم» به دهان مقام معظم خیلی مزه می‌کرد، امروز دیگر تخم طلا نه از مقعد این مرغ ‌که از مقعد باراک اوباما نیز در دامان مقام معظم نخواهد افتاد.

آمریکا هنوز تا گریبان درگیر بحران مالی و اقتصادی است، شواهدی نیز در دست نیست که این بحران رو به پایان داشته باشد. هم امروز صنایع خودروسازی رونو در فرانسه خبر از کاهش 25 درصدی در تولید خودرو دارد! کنگرة ایالات متحد نیز سرنوشت سه صنعت اصلی خودروسازی در ایالات متحد را به بحث ‌گذاشته؛ اینهمه در شرایطی که کاخ‌سفید اعطای بودجة ویژه جهت «نجات» صنایع خودروسازی را صریحاً تکذیب کرده! ولی می‌دانیم که این اصل قبول عام یافته که صنایع خودروسازی در این مقطع، بدون حمایت گستردة دولت دیگر قادر به حفظ موجودیت خود نیست. بیکاری گسترده‌ای که بر پایة بحران مالی در آمریکای شمالی، اروپا و نهایت امر دیگر مناطق جهان به راه خواهد افتاد چه پیامدهائی دارد؟ این سئوال هر ناظر بی‌طرفی را شدیداً نگران خواهد کرد.

در شرایطی که بحران مالی، مغز استخوان سرمایه‌داری آمریکا، سرمایه‌داری اروپا و دست‌نشاندگان‌شان در جهان سوم را که دولت جمکران در رأس‌ آنان قرار گرفته همچون خوره از درون نابود می‌کند، ایالات متحد هنوز درگیر دو جنگ ناتمام در منطقه نیز باقی مانده!‌ دو جنگی که اهرم‌های اعمال کنترل بر آن هر روز بیش از پیش از دست‌های واشنگتن خارج می‌شود. کابینة پیشنهادی باراک اوباما، در چنین شرایطی چه می‌تواند بکند؟ مسلماً اگر دوران اعتقاد به جادو و جنبل حداقل در کنگرة ایالات متحد سپری نشده بود، از هم امروز شاهد حضور گستردة جادوگران و دعانویسان، کف‌بینان و فالگیران در کنگره می‌بودیم. خلاصه بگوئیم آیندة جهان امروز بیش از پیش خارج از اختیار اهرم‌های تعیین کنندة محافل سنتی جهانی قرار گرفته، و این اصل بیش از دیگر کشورها در مورد ایران، به عنوان یکی از مراکز التهابات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی صدق خواهد کرد.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید18نوامبر2008

q3q.info
4don.info
www.escapeme.info
www.stealthvpn.com
www.unblockedrecord.biz
caproxy.biz
proxysugar.com
www.tindorafarms.com
xprox.net
www.52034.info
www.cockyproxy.com
9qt.info
www.insaneproxy.com
www.juicesurf.info
taem.info
syswebs.info
www.deebee.info
www.xsurfen.nl
www.tomador.com
www.freedombridge.info
www.still-free.org
q39.info
bestonlineprivacy.info
www.sslvpn.us
www.workbypass.com
www.lovems.info
www.proxsurf.biz
www.spywareprotector.biz
www.hidemenow.ws
www.cpusurf.com
browsetheblocked.info
www.proxyguide.org
www.proxyhit.com
noworkforme.info
www.unblockmewebsite.info
cloakq.info
ulpu.net
visitfacebook.info
www.proxyhawk.com
www.unlogger.biz
www.authorizedaccess.biz
privacycloak.info
www.studybook.biz
www.bypasschannel.info
www.iphone2shop.com
simpsonsfansite.com
erdik.cn
notoneway.com
www.unblockmyspace.me
wbproxywebsurfing.info