Saeed SAMAN's NEW BLOG
06 | 2008/07 | 08
S M T W T F S
- - 1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31 - -

آشتی‌ناپذیر و هسته‌ای



همانطور که انتظار می‌رفت، با آغاز فروپاشی حاکمیت نئوکان‌ها، چرخش‌های جدید هیئت حاکمه‌ای که طی چند ماه ‌آینده «سرنوشت» ایالات متحد را در دست خواهد گرفت، ثمرات سیاسی و استراتژیک خود را یک به یک علنی می‌کند. در درجة نخست می‌باید از سقوط بی‌سابقة قیمت نفت خام سخن به میان آورد. قیمت نفت خام، به طور متوسط طی هفتة گذشته 20 درصد سقوط کرده! برای آندسته از خوانندگان که آشنائی زیادی با ارقام و آمار ندارند می‌باید عنوان کنیم که «سقوط قیمت نفت» طی هفتة گذشته، به تنهائی برابر با قیمت دو بشکه نفت طی دوران جنگ ایران و عراق است! نفت خام که از 147 دلار آمریکا در بشکه به 122 دلار رسیده، سقوطی معادل 25 دلار در بشکه را نشان می‌دهد؛ بهای نفت ایران در دورة جنگ «پربرکت» با عراق، بشکه‌ای 9 دلار، آنهم به صورت «پایاپای» بوده! مسلماً دست‌هائی را که در پس چنین تغییرات استراتژیک گسترده‌ای قرار دارند، می‌باید در پایتخت‌های بزرگ جستجو کرد. در مقیاس تجارت نفتی جهان تفاوت 25 دلار برای هر بشکه در روز بالغ بر صدها میلیارد دلار می‌شود، و این چرخش عمدی در زمینة امور مالی، تبعاتی سیاسی به همراه خواهد آورد، جناح‌هائی را به سوی قدرتمداری رهنمون می‌شود، و جناح‌هائی دیگر را راهی پرتگاه‌ افلاس و ناتوانی خواهد کرد.

تغییراتی که انتخابات آینده در ایالات متحد به همراه خواهد آورد، از هم اکنون در سطوح مختلف جهانی، خصوصاً در منطقة خلیج‌فارس به سرعت جای خود را باز می‌کند. برخورد «منطقی» حاکمیت روسیه با پدیده‌ای به نام «قیمت نفت» از آن جمله است. در برابر اظهارات رئیس جمهور پوپولیست و فاشیست ونزوئلا، هوگو چاوز، مدودف، رئیس جمهور روسیه خواهان ارائة قیمتی «عادلانه» برای نفت شد. این برخورد بیشتر از آنچه نشانه‌ای از «عدالت» مدودف در ارتباط با مسئلة انرژی در سطح جهانی باشد، نشان داد که حمایت بی‌قید و شرط نئوکان‌های کاخ‌سفید از افزایش سرسام‌آور قیمت نفت دیگر به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود. از این پس روسیه می‌باید نفت و گاز طبیعی خود را در شرایطی به بازارهای جهانی ارسال کند که از حمایت کاخ‌سفید برخوردار نیست. سقوط بی‌سابقة قیمت نفت و برخورد «منطقی» مدودف با این مسئله‌ که به صراحت تنها منبع درآمد ارز برای کشور روسیه به شمار می‌آید، نشان داد که جهانیان باید برای روزهای «منطقی‌تری» آماده شوند.

ولی این برخوردهای «منطقی» در دیگر کشورها نیز به صراحت چشم‌انداز سیاسی را تسخیر کرده‌. همانطور که دیدیم دولت آمریکا در تلاشی نافرجام قصد آن داشت که از طریق یک کودتای نظامی، یک‌بار دیگر برای اسلامگرایان و اوباش حزب‌الله ترکیه، و در چارچوبی متفاوت، جواز فعالیت و در نتیجه امکان تسخیر قلب ملت ترک را «صادر» کند! این کودتا، هم می‌توانست یک دوره سرکوب و خفقان برای ترکیه به ارمغان آورد، و هم پس از علنی شدن محدودیت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دولت کودتا، تصویری «دلپذیر» از «شهدای» احزاب اسلامگرا در برابر چشم توده‌های از همه جا بی‌خبر ترسیم کند. ولی دیدیم که پس از دیدار وزیر امورخارجة روسیه از ترکیه، روزنامه‌ای «رسمی» در اقدامی بی‌سابقه نام و مشخصات کودتاچیان را انتشار داد! این «ناکامی» که مستقیماً زیر نظر روسیه بر آمریکائی‌ها تحمیل شد، در نخستین گام چندین ژنرال و افسر نانخور سازمان ناتو را به جرم تلاش جهت سرنگونی دولت،‌ راهی دادگاه و زندان و بازداشتگاه کرد. در گام بعدی در کشور ترکیه، قوة قضائیه که یکی از وابسته‌ترین محافل به ارتش ناتو به شمار می‌رود سعی کرد که با غیرقانونی اعلام کردن حزب «خردرچمن»، عدالت و توسعه، روند «شهیدسازی» برای اعضای این حزب را آغاز کند، تا اگر کودتا ناکام مانده، حداقل تصویر «شهید» و «مظلوم» از اینان در افکار عمومی ساخته و پرداخته شود!

در همین راستا، اتحادیة اروپا که پیوسته نقش چرخ پنجم گاری شکستة سیاست ایالات متحد را با افتخار فراوان ایفا می‌کند، با سر و صدای زیاد به استقبال همین محکومیت قضائی رفته بود! این اتحادیه اعلام کرد که محکومیت حزب رجب اردوغان می‌تواند جهت ورود ترکیه به اتحادیه ایجاد مانع کند! چرا که در صورت این «محکومیت»، سرنوشت حزب «خردرچمن» یا یکی از «نوه‌ها و نتیجه‌های» آن می‌توانست مستقیماً به «پیش‌فرضی» علنی جهت ورود به اتحادیة اروپا تبدیل شود!‌ ولی از آنجا که مدودف «منطقی» و «انسانی» شده، کاخ‌سفید هم بهتر دید که دست از سیاست‌های «غیرمنطقی» بشوید. تئاتر تکیه بر «فرمان» قوة قضائیه که از «ممنوعیت» فرضی احزاب اسلامگرا استفادة تبلیغاتی می‌کرد عملاً به بن‌بست برخورد. این تئاتر روحوضی که مستقیماً زیر نظر سازمان سیا در ترکیه اداره می‌شود، طی سالیان دراز توانسته بود با استفاده از «شهیدپروری»‌ و «مظلوم‌نمائی‌» مشتی اوباش، متولیان مساجد، قاریان قرآن، فوتبالیست و ... را به جمعی «سیاستمدار» تبدیل کرده، آنان را به جامعة ترکیه تحمیل کند! در عمل، ممنوعیت 20 حزب و تشکل اسلامگرا طی چندین سال از طرف قوة قضائیه «نعمتی» بود که اسلامگرائی را تبدیل به مهم‌ترین چماق ایالات متحد در ترکیه کرد!‌ البته بسیاری از اروپائیان و محافل آمریکائی چون همیشه در خواب خوش بودند. این «فکربکر» که اگر کودتا امکانپذیر نشد، می‌باید با استفاده از قوة قضائیه وسیله‌ای جهت «تطهیر» اوباش حزب‌الله فراهم آورد، هنوز بر پلک‌های‌شان سنگینی می‌کرد که خبر رسید:

«دادگاه قانون اساسی ترکیه تصمیم گرفته است که حزب حاکم عدالت و توسعه را منحل نکند. ولی قضات[...] محدودیت‌های مالی علیه این حزب قائل شده‌اند.»
منبع: «بی‌بی‌سی»، مورخ 9 مردادماه سالجاری

بارها در وبلاگ‌های مختلف به روند کار سازمان سیا در کشورهای مسلمان‌نشین اشاره کرده‌ایم، یکی از مهم‌ترین ‌آن‌ها روند تبدیل اوباش به شهید و قهرمان است. روندی که در کمال تأسف در کشورمان دهه‌هاست عملاً حاکم شده! در واقع، اوباشی که به دلیل سرکوب‌های سازمان یافته، یک‌شبه تبدیل به «مظلوم» و «قهرمان‌های» آزادیخواه می‌شوند اگر در شرایط آزاد فعال باشند، جز جیب‌بری و شیادی آینده‌ای نخواهند داشت. یادمان نرود که آمریکائی‌ها اگر در ترکیه به این صراحت برگ‌های برنده‌شان را از دست می‌دهند، این روند را سال‌ها پیش در ایران، طی نمایشات مضحک «اصلاح‌طلبی» به روی پرده برده بودند. و همینجا بارها عنوان کرده‌ایم که دیگر آمریکا نمی‌تواند به صورت آزادانه بر پرونده‌های سیاسی اوباش و عوامل خود، صرفاً با تکیه بر بحران‌سازی، کودتا، آشوب، و یا حتی «انقلاب‌های ساختگی» خط بطلان بکشد. آمریکا در پی شرایط سیاسی ایجاد شده به دلیل فروپاشی دیواره‌های امنیتی جنگ‌سرد، مجبور است که تبعات عملیات سیاسی، فرهنگی و استراتژیک ساختارهای دست‌ساز خود را در درازمدت «متحمل» شود. و این شاید یکی از مهم‌ترین داده‌های استراتژیک پس از فروپاشی جنگ سرد به شمار می‌رود.

آیندة حزب عدالت و توسعه، در ساختار سیاسی کشور ترکیه، تفاوت زیادی با آیندة سید اردکانی، احمدی‌نژاد، لاریجانی و دیگر عمال حکومت اسلامی نخواهد داشت؛ اینان همگی در یک بحران واحد دست و پای خواهند زد: از یک سو در برابر افکار متخاصم عمومی قرار می‌گیرند، افکار گروه‌هائی که به غلط به امامزادة اینان جهت «معجز» دخیل بسته بودند، و از طرف دیگر به دلیل محظورات اربابان‌شان قادر نیستند «مسئولیت‌های» سیاسی را در ساختارهای وابسته و فاسد اداری، امنیتی و انتظامی به صور مختلف لوث کنند. اینان شاید برای نخستین بار طی زندگانی نکبت‌بارشان مجبور شوند متحمل پیامد اعمال خود باشند.

امروز شاهد بودیم که علی‌خامنه‌ای، رهبر حکومت آخوندها بار دیگر در سخنرانی‌ خود بر موضعی که نظام رسانه‌های جهانی آنرا «‌آشتی‌ناپذیر» معرفی کرده‌، تأکید می‌کند! نخست می‌باید گفت که از نظر سیاسی، مفاهیم این «سخن‌‌پرانی‌ها» ارتباط زیادی با معنای لغوی آن‌ها ندارد. اینکه «موضع ‌آشتی‌ناپذیر» حکومت اسلامی اصولاً در عمل چیست، و به چه کار می‌آید، جای بحث فراوان خواهد داشت. به هر تقدیر امروز در تهران شاهد دو حرکت متفاوت در بطن مسائل سیاسی هستیم؛ از یک سو دولت احمدی‌نژاد تمامی سعی خود را به کار می‌برد که مواضع دوستانة دولت را به رخ آمریکائی‌ها بکشد، و خلاصة مطلب خودشیرینی کند! و از طرف دیگر، هر از گاهی، علی خامنه‌ای را لنگ‌لنگان پشت میکروفون می‌آورند تا مواضع «آشتی‌ناپذیر» دولت را یادآور شود!‌ از این دوگانگی می‌توان چنین نتیجه گرفت که طرف‌های صحبت دولت احمدی‌نژاد و علی‌خامنه‌ای دو جناح متفاوت‌اند. اگر احمدی‌نژاد سعی در به اثبات رساندن مراتب نوکری خود دارد، خامنه‌ای با تکیه بر همان ارباب اولی، که گویا دل در گرو احمدی‌نژاد گذاشته، سعی دارد به سرطویلة قدرت‌های دیگر جفتک‌ اندازی کند.

در این میان، «بی‌بی‌سی» دست در دست رادیوهای فردا و صدای‌آمریکا، علاقة فراوانی به سازش‌ناپذیری‌های علی خامنه‌ای نشان می‌دهد، و در هر فرصت بر این امر تأکید می‌کند! به عبارت دیگر، تلاش تمامی این خبرگزاری‌ها «تفهیم» این مطلب به خوانندگان و شنوندگان است که «علی گدا» کوتاه نخواهد آمد! و اینکه این فرد حرف آخر را می‌زند! می‌دانیم که اگر این حکومت اصولاً حرفی برای گفتن داشت جز «غلط‌کردیم» و ما را ببخشید، بگذارید برویم سر روضه‌خوانی‌هایمان چیزی دیگری از دهانش بیرون نمی‌آمد. ولی همانطور که در بالا گفتیم، اگر «ببخشید» و «غلط کردیم» در ترکیه به کار نیامده، در تهران هم به طبع‌اولی به درد نخواهد خورد. با این وجود «بی‌بی‌سی» امروز از قول علی‌خامنه‌ای می‌نویسد:

«[...] ملت ايران به دنبال استفاده از انرژی هسته‌ای برای تأمين برق است، اما می‌گويند چون اينكار، به شما توانائی می‌دهد ما نخواهيم گذاشت.»

بله، در شرایطی که مردم و خصوصاً جوانان ایران با شکم گرسنه، بی‌خانمان، بیکار، و بی‌آینده، بر سر بزرگ‌ترین منابع نفتی و گازی جهان به ولگردی و فروش مواد مخدر و یا دیدار اجباری از زندان‌ها مشغول‌اند، حکومتی که خود را نمایندة یک «انقلاب مردمی» معرفی می‌کند، خاموشی‌های برق در پایتخت را هم به گردن همان‌هائی می‌اندازد که جلوی «غنی‌سازی‌های» فرضی حکومت «خردرچمن» را گرفته‌اند! ‌ رهبر آخوندها می‌فرمایند، «تولید برق به شما توانائی می‌دهد!» ما هم می‌دانستیم که تولید برق می‌تواند در شرایط ویژه‌ای به دولت‌های ویژه‌ای توانائی‌هائی بدهد، ولی اینکه برق تولید شده می‌باید وسیله‌ای جهت «سیاست‌بازی» و لات‌بازی مشتی اوباش باشد، و تهدید نظامی و مستمر یک قدرت‌ خارجی را برای ملت ایران به ارمغان بیاورد، دیگر از آن حرف‌هاست. در ثانی مگر فناوری تولید برق فقط هسته‌ای است؟ کدام احمقی توصیه کرده که کشوری با صدها میلیارد مترمکعب گازطبیعی، برای تولید برق مصرفی مردم حتماً می‌باید رآکتورهای برق هسته‌ای داشته باشد؟ حال می‌باید برای تولید برقی که به هزار وسیلة مختلف امکانپذیر است 70 میلیون ایرانی تبدیل به گوشت دم توپ جهت پیشبرد سیاست‌های یک قدرت استعماری شوند؟

البته این سئوالی است که مسلماً علی‌خامنه‌ای ترجیح می‌دهد بی‌پاسخ بماند، راستش را بخواهید این «آدم‌نمائی» که من می‌بینیم اصلاً نمی‌داند «برق» چیست! ولی همانطور که در بالا گفتیم، این «برق» نیز به سرنوشت «اسلام‌گرائی» اردوغان دچار خواهد شد. تبعات این اسلام‌گرائی، و تمایل بیمارگونه به «برق‌هسته‌ای» از پروندة این جناح‌ها نمی‌تواند پاک شود. خلاصه می‌گوئیم، آمریکا نمی‌تواند اینان را به هیچ عنوان و با توسل به هیچ ترفندی از تله‌ای که در آن گرفتار آمده‌اند «نجات» دهد! و روزی خواهد رسید که سئوال بالا را همین علی خامنه‌ای بالاجبار پاسخ خواهد گفت. آنروز زیاد هم دور نیست.



نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسپیس




فیلترشکن‌های جدید31ژوئیه2008

http://zbux.net
http://www.tagsarcade.com
http://ihide.info
http://jkz.in
http://www.1800proxsite.info
http://mybypassing.info
http://bypasswork.info
http://www.surfinschoolfast.info
http://sweetnames.info
http://www.web-proxy-server.com
http://www.bombo.info
http://00surfing.co.cc
http://browse.inergy.ca
http://www.lolxy.com
http://cashprox.co.cc
http://www.proxaholic.info
http://www.proxycovert.net
http://www.surfverysafe.info
http://cloaku.info
http://net-anonymizer.info
http://gizlen.info
http://17x.us
http://unbeatable.in
http://sparkproxy.com
http://www.1800proxyonline.info
http://www.surfunblocked123.info
http://www.proxycovert.com
http://net-anonymity.info
http://www.usemesafe.info
http://proxy.devilians.com
http://www.useitnow.info
http://1open.info
http://newproxysite.info
http://breakcube.info
http://www.unblockable.co.uk
http://cjq.in
http://proxyster.info
http://fdvd.info
http://netzowner.com
http://cloakf.info
http://unblockism.com
http://z-tunnel.info
http://www.access-any-site.com
http://www.1800prox.info
http://bestunblock.cn
http://www.proxycreek.net
http://www.proxycovert.org
http://www.gasurfen.nl
http://wbbeboproxy.info
http://newbrowsing.info
http://www.noblocking123.info
http://www.surfproxysurf.info
http://www.sneakme.net
http://secrethunt.com
http://xtu.in
http://arthelp.info




 


هند و حسین



در مطلب پیشین بررسی شتابزده‌ای از تحولات اخیر هند ارائه دادیم. نیازی به تکرار مسائل نیست، ولی در همانجا عنوان کردیم که نزدیک شدن آمریکا به هندوستان در چارچوب آنچه «همکاری‌های هسته‌ای»‌ عنوان می‌شود، می‌تواند به شدت بر موضع سیاسی هند در منطقه، و در نتیجه بر اوضاع داخلی این کشور تأثیر گذاشته، فروپاشی‌های شدیدی به همراه آورد. امروز تصویر استراتژیک به صراحت روشن و روشن‌تر ‌شده!‌ ایالات متحد همانطور که پیشتر نیز گفتیم در عمل به دنبال نوعی «جایگزین» برای سیاست‌های طالبان‌پروری خود در آسیای مرکزی است. و در این میان سعی دارد از وجهة هند و موضع برتر این کشور استفادة کامل صورت دهد. اینکه این «طرح» تا کجا می‌تواند به پیش رانده شود جای بحث خواهد داشت، ولی در حال حاضر نخستین هزینة این همکاری‌های منطقه‌ای را مردم کوچه و خیابان می‌پردازند؛ دیروز و امروز، ده‌ها غیرنظامی در شهرهای بنگلور و احمدآباد در انفجار بمب‌هائی که به دست افراد «ناشناس» در معابر عمومی تعبیه شده بود، کشته و زخمی شده‌اند!

 

این بمب‌ها را که معمولاً می‌باید نداهائی «دیپلماتیک» تلقی کرد، می‌توان به عکس‌العمل محافل مختلفی ارتباط داد. محافلی که بر سه شاخة عمده تقسیم می‌شوند. نخستین شاخه همان «دنبالک‌‌های» سیاست ایالات متحد در منطقه ‌است. این جناح‌ها از طریق انفجارات هند می‌توانند حاکمیت هندوستان را به مسیر «دلخواه» رهنمون شوند! دومین شاخه می‌تواند محافل ناخرسند چین «مائوئیست» از معاشرت و مجالست «هسته‌ای» آمریکا با هند‌ را شامل شود. و در این میان سومین شاخه را نیز نمی‌باید از نظر دور داشت، شاخه‌ای که با این بمب‌ها در عمل چرخش تند آمریکا به سوی هند را نه در میادین آمریکائی که در کشور هندوستان «هدف» قرار داده؛ این شاخه مستقیماً از الهامات روسی برخوردار می‌شود. در اینکه به صراحت کدام یک از شاخه‌های فوق مسئولان واقعی این جنایات‌اند، در حال حاضر نمی‌توان اظهارنظر کرد، چرا که نقش‌ها در پس پرده پنهان خواهد ماند، چون پس از گذشت چند روز از این حوادث، بازیگران و شاخه‌های حامی در این «عملیات» دست به دست خواهند شد! ولی آنچه از اهمیت برخوردار است این اصل کلی است که هیئت حاکمة هند بدون آنکه بتواند بر این مسیر تأثیری بگذارد، پای به قربانگاه گذاشت! ‌و این نشان می‌دهد که در پس چرخش سریع هند به سوی «پروژة» آمریکا نوعی اجماع جهانی نشسته. اجماعی که مسلماً هند از آن مطلع بود، ولی نتوانست در برابر آن عکس‌العمل مناسب سیاسی و نظامی نشان دهد.


با این وجود، این مطلب مطرح می‌شود که اصولاً آمریکا در منطقة آسیای مرکزی و جنوبی به دنبال چیست؟ مشکل‌ اصلی ایالات متحد در منطقة آسیای مرکزی بر یک اصل کلیدی در اقتصاد جهانی تکیه دارد، و به عقیدة نویسندة این وبلاگ، این «اصل اقتصادی» مهم‌ترین دلیل موضع‌گیری‌های اخیر واشنگتن در هندوستان نیز شده. بر اساس این «اصل»، اعتبار استراتژیک این منطقه به دلیل گسترش میادین تجاری میان ملت‌های چین، هند و روسیه در سال‌های آتی به شدت افزایش خواهد یافت. توضیح آنکه، همانطور که می‌دانیم ایالات متحد و انگلستان طی چند سده، به یمن برخورداری از مهم‌ترین ناوگان‌های تجاری جهان به قدرت‌های بزرگی در زمینة اقتصادی و تجاری تبدیل شده‌اند. ولی اینک شاهد فروپاشی راه‌بندهای اقتصادی در قارة آسیا هستیم. آسیا با بیش از دو سوم جمعیت جهان، بدون استفاده از آبراه‌های شناخته شده می‌تواند این میادین را در بطن خود بدون استفاده از ناوگان‌های آمریکائی و انگلیسی و شاهراه‌هائی که تحت نظارت این ناوگان‌ها قرار گرفته گسترش دهد! و در کمال تعجب شاهدیم که آمریکا و همکاران آنگلوساکسون و آلمانی آن، در منطقة آسیای جنوبی و مرکزی عملاً از پایگاه قابل اعتنائی در زمینة سیاسی و اقتصادی برخوردار نیستند.


آمریکا در نخستین گام‌ها سعی کرد این «پایگاه» را از طریق حمله به افغانستان، و اعزام نیروهای چندملیتی «غربی» به این منطقه ایجاد کند. این عملیات به بهانة مبارزه با تروریسم صورت می‌گرفت، ولی همانطور که دیدیم مسئلة بحران «اقتصادی ـ تجاری» در آسیای مرکزی از آنچه پنتاگون پیشتر تخمین زده بود به مراتب فراتر رفت. آمریکائی‌ها در این منطقه با سه قدرت بزرگ و تعیین‌کنندة جهانی: هند، روسیه و چین مستقیماً رو در رو قرار می‌گیرند، و پشتیبانان بی‌قید و شرط ایالات متحد، که همان طالبان و رژیم‌های «طالبانی» در جهان اسلام‌اند، در این منطقه جهت تأمین پایگاه مناسب به هیچ عنوان کفایت نمی‌کنند. از طرف دیگر، ساختارهای طالبانی و اسلامی به دلیل حملات نظامی به شدت متزلزل شد، و نهایت امر شاخه‌های این تشکیلات فروپاشیده، به سرعت به محافلی جهت اعمال سیاست‌های مختلف منطقه‌ای در تقابل با آمریکا تبدیل شدند! اگر دیروز یک «طالبان» داشتیم که به فرماندهی بن‌لادن و زیر نظر هنگ‌های «عرب» سازماندهی شده بود، و به هزینة عربستان سعودی و امارات متحدة عربی، زیر نظر سازمان سیا و ضداطلاعات ارتش پاکستان اداره می‌شد، امروز همان «طالبان» تبدیل به چندین و چند شاخه شده و مراکز الهامات سیاسی، نظامی و مالی آن عملاً نامشخص است. این «نتیجه‌ای» بود که آمریکا از پایه‌ریزی تهاجمات نظامی خود در افغانستان به دست آورد. و مسلماً عقل سلیم به چنین نتیجه‌ای مفتخر نخواهد بود.


از طرف دیگر، بحران فزایندة افغانستان، همانطور که بارها و بارها عنوان شده، نهایت امر پای به پاکستان گذارد! فلسفة وجودی حکومت و دولت پاکستان در سایة این بحران عملاً به زیر سئوال رفته و ساختار کشور از هم فروپاشیده! کشوری که از روز نخست به دلائل استراتژیک در همسایگی هند و به دست انگلستان چشم به جهان گشود، امروز پایه‌های سیاسی‌اش به هیچ عنوان قابل ترمیم نمی‌نماید؛ ایالات متحد به عنوان نمایندة تام‌الاختیار غرب نمی‌تواند این مجموعة از هم فروپاشیده را تا ابد با کمک‌های بلاعوض مالی، و حمایت‌های لوژیستیک‌ دیپلماتیک، امنیتی و نظامی سر پا نگاه دارد. تلاش‌های غرب جهت برپائی تئاتر یک «دمکراسی»، ویژة جهان سوم، که قرار بود با شرکت بی‌نظیر بوتو به روی صحنه برده شود، همانطور که دیدیم به شکست انجامید. حضور گستردة نظامی آمریکا در پاکستان اگر در شرایط فعلی غیرممکن به نظر می‌آید ـ این دلائل را می‌باید در راستای مرده‌ریگ سیاست‌های کلان «جنگ سرد» تحلیل کرد ـ از نظر سیاسی، ایجاد فروپاشی در هند و تشویق موضع‌گیری‌های جنگاورانه از طرف ارتش هندوستان در پاکستان می‌تواند تا حدودی سرپوشی باشد بر بن‌بست‌های سیاسی آمریکا در آسیای جنوبی. این یکی از دلائلی است که آمریکا را به ارسال «بحران» به هند، از طریق امضاء قرارداد همکاری‌های هسته‌ای با این کشور تشویق کرده!


در آغاز این مطلب زمانیکه سخن از «دنبالک‌های» سیاسی آمریکا در منطقه به میان آوردیم، روی سخن با همین سیاست بود. امروز «خبرگزاری فارس»، خبری مبنی بر درگیری نظامی مرزی میان ارتش‌های هند و پاکستان منتشر کرده:


«سخنگوي ارتش پاكستان، شليك نيروهاي ارتش هند به سمت مرز كشمير پاكستان را محكوم كرد و خواستار بررسي اين مسأله در جلسه‌اي فوري با نيروهاي مرزي پاكستان شد.»


البته پیشتر نیز شاهد درگیری‌های نظامی میان هند و پاکستان بوده‌ایم. این درگیری‌های مرزی که به «بهانة» بحران کشمیر هر از گاهی سر از کاسه به در می‌آورد، در عمل وسیله‌ای در دست سیاست‌های روسیه و آمریکا، جهت ایجاد بحران در منطقه شده. ولی هیچگاه منطقه، تا آنجا که به وضعیت اسفبار پاکستان مربوط می‌شود، در چنین وانفسائی قرار نداشته. اینکه اینبار نیز نتیجة درگیری‌های مرزی بر محور «بحران کشمیر» به نتایجی یک‌سان منتهی شود، جای تردید بسیار دارد. از طرف دیگر طی روزهای گذشته با چند خبر اساسی در زمینة استراتژیک روبرو می‌شویم؛ جمع‌بندی از این مجموعه خبر می‌تواند تصویری روشن‌تر ارائه دهد.


نخست اینکه، هندوستان از امضاء قرارداد «خط لولة صلح» سر باز می‌زند! در همینجا عنوان کنیم که،‌ این خط‌لوله از نظر استراتژیک تا به آن حد از اهمیت برخوردار است که حتی از حضور ارتش‌های غربی در افغانستان نیز تعیین کننده‌تر خواهد بود. اینکه امروز، علیرغم حضور غیرمستقیم گازپروم روسیه در این طرح، هند پای به عقب می‌گذارد مسئلة کم اهمیتی نیست. مشکلات تأمین انرژی در هند و نهایت امر در چین، نیازهای استراتژیک پاکستان جهت قرار گرفتن در بطن یک اتحاد قدرتمند «صنعتی ـ مالی» برای دستیابی به نوعی ثبات سیاسی، ایجاد ثبات سیاسی و اقتصادی در افغانستان، و ... شاید از جمله «کم‌اهمیت‌ترین» مسائلی باشد که به احداث این خط‌لوله وابسته شده. چرا امروز هند از این قرارداد پای عقب می‌گذارد؟


از طرف دیگر، مسئلة سازماندهی «اوپک‌گازی» که قرار بود چند ماه پیش از طرف روسیه نهائی شود، و در آن کشورهای ایران، روسیه و دیگر شورائی‌های سابق از موضعی تعیین‌کننده برخوردار باشند، به دلائلی مسکوت مانده! به علاوه، طی چند روز گذشته، کشورهای عضو گروه شانگهای بررسی «عضویت» رسمی ایران در این گروه را به تعویق انداخته‌اند! اگر به این مجموعه، چرخش‌های اخیر «اسلام‌گرای» کرملین را نیز اضافه کنیم، تصویر از پیچیدگی عجیبی برخوردار می‌شود.


شاهد بوده‌ایم که طی سال‌های گذشته، هر گاه واشنگتن نوکرانی را بر زمین گذارده، مسکو در جمع‌آوری‌ و جایگیر کردن‌شان در خیمة کرملین تردیدی به خود راه نداده. آیا می‌باید امروز منتظر موضع‌گیری‌های «اسلامگرا» از جانب کرملین در منطقه باشیم؟ این نوع «پرورش مار در آستین» چه عواقبی خواهد داشت؟ از این گذشته، حضور هندوستان بودائی در تقابل با دشمن مسلمان «دیرینه»، و در خیمة آمریکائی‌هائی که سال‌های سال به بحران اسلام‌گرائی دامن زده‌اند، چه معنائی می‌تواند داشته باشد؟ ‌ تنها تصویری که می‌توان از این داده‌ها ارائه داد، چرخش آتی آمریکا از اسلام‌گرائی به جانب «هند بودائی» خواهد بود، مسئله‌ای که به هیچ عنوان به این سادگی‌ها حل و فصل نمی‌شود.


برای جلوگیری از اطالة کلام، می‌توان نتیجه گرفت که بحرانی گسترده و عمیق به دست سیاست‌های جهانی، در حال گسترش در منطقة آسیای مرکزی و جنوبی است. اگر نتیجة انتخابات آمریکا طی چند ماه آینده باراک اوباما را به کاخ‌سفید برساند، به احتمال زیاد آمریکا پیش از «موعد» از عراق پای بیرون خواهد گذاشت. ولی همانطور که پیشتر نیز در مطالب مربوط به عراق گفته‌ایم، مسئلة خروج آمریکا از عراق دیگر آنقدرها اهمیت ندارد؛ مسئله این است که آمریکا از عراق به کجا می‌رود؟ مک‌کین چند روز پیش عملاً اوباما را به آماده کردن افکار عمومی مردم آمریکا جهت قبول «شکست» در عراق متهم کرده بود!‌ البته این «اتهامات» سریعاً از طرف دفتر اوباما مورد تکذیب قرار گرفت، ولی برنامة دمکرات‌ها روشن‌تر از آن است که بتواند تکذیب شود. سفر اخیر اوباما به اروپا، خصوصاً حضور وی در کاخ‌الیزة فرانسه در عمل نوعی سفر در ردة دولتی بود. اوباما در این مذاکرات نه در موضع یک «نامزد» عادی، که در مقام «ریاست‌جمهور» شرکت کرد! این سفر نشان داد که جبهة مخالف ـ مک‌کین و جمهوری‌خواهان ـ در موضعی تدافعی و ناخوشایند قرار گرفته‌.


در اینکه خروج آمریکا از عراق برای منطقة خلیج‌فارس، ایران و ملت‌های دیگر چه عواقبی خواهد داشت، و اینکه فراهم آوردن زمینة حضور گستردة آمریکا در افغانستان با تکیه بر همکاری‌های نظامی و لوژیستیک هند چه نتایجی در مرزهای چین و روسیه به همراه می‌آورد، مسلماً جای بحث بسیار باقی است، ولی در کمال تأسف آسیای مرکزی می‌رود تا خود را برای دوره‌ای طولانی از بحران‌های گسترده آماده کند.


آمریکا به این سادگی‌ها لقمة چرب و نرمی که طی سالیان دراز «نظارت» عالیه بر تجارت‌جهانی در اختیارش قرار داده، از دست نخواهد داد! فقط می‌ماند اینکه پتانسیل‌های نظامی و اقتصادی این کشور تا کجا به کاخ‌سفید امکان چنین بلندپروازی‌هائی، آنهم در منطقة آسیای مرکزی بدهد.








فیلترشکن‌های جدید27ژوئیه2008

http://schools.anonymous.tc
http://whitetab.info
http://bypassall.co.cc
http://surfme.mdtotal.ca
http://capital.iarin.com/
https://www.vicarde.com
https://www.vauntal.com
https://www.vassand.com
https://www.vamperer.com
http://thehole.info
http://www.citrusproxy.info
http://zclick.info
http://www.64y.info
http://www.hopple.info
http://www.bombai.info
http://www.proxyforbebo.info
http://www.aerosurf.info
http://www.myspaceavenue.info
http://www.boratsurf.info
http://www.proxygonecrazy.info
http://www.whitemask.info
http://www.64w.info
http://www.bebofromschool.info
http://www.hidemepls.info
http://www.englandsurf.info
http://www.colourmask.info
http://www.64s.info
http://www.64n.info
http://xtu.in
http://www.maskitall.info
http://cloakw.info
http://www.lonelyproxy.info
http://crackmyspace.net
http://www.dongo.info
http://www.turksurf.info
http://www.russiasurf.info
http://www.proxys.ws
http://www.webanon.info
http://www.profico.info
http://www.chinasurf.info
http://securf.com/proxy
http://www.64g.info
http://www.malaysiasurf.info
http://www.wingwang.info
http://www.hideit4me.info
http://www.junki.info
http://www.speedyanon.info
http://www.sneakme.net
http://www.britishsurf.info
http://www.proxydawg.info
http://www.australiasurf.info
http://www.the-abridged.com
http://www.brownmask.info
http://www.cinderellamask.info
http://www.greecesurf.info
http://newbypassing.info
http://www.tycomeagain.info
http://www.shoproxy.info
http://www.chickenproxy.info
http://cloakc.info